بسیاری از سخنرانان موفقیت به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند . آنها میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در میآید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند . اکر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند . اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سئوال است برایش جوابی بیابد .
در نگاه اول شاید این 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز بنظر برسد . 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد !؟ خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید ؟ بسیار عالی است ! امتحان کنید . خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف میشود . ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر درونی تان به سخن در می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ... .
فکر پریشان و نا آرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد . پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد . فکری که نتواند آرام گیرد چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح میداند متمرکز شود ، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است ، کارآئی ندارد و فلج میشود . باید همین الآن هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن نا آرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم . 68 ثانیه به شرایطی که الآن قرار داریم بیاندیشیم . 68 ثانیه بعد به این که واقعاً در زندگی چه میخواهیم فکر کنیم . 68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چه قدر آرام می شویم وقتی روی مشکلات زندگی خودمان با آرامش فکر میکنیم .
کاینات بیرون ما از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را میخواهیم به او ابلاغ کنیم . اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم . 68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه میخواهیم . آن وقت می توانیم کناری بنشینیم و معجزه عدد 68 را در زندگی خود ببینیم !
داستانی از منوچهر احترامی
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!
مورچه ها یک فلسفه چهاربخشی دارند که اولین بخش آن این است :
الف – هرگز تسلیم نمی شوند ، فلسفه خوبی است اگر آنها بسمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقفشان کنید به دنبال راه دیگری میروند . بالا میروند ، پائین میروند ، دور میزنند و ... آنها به جستجوی راه دیگری ادامه میدهند . چه فلسفه کارآمدی هرگز از جست و جوی راهی که تو را بمقصد میرساند دست نکش .
ب – کل تابستان را زمستانی میاندیشند ، این نگرش مهمی است نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند . یک حکایت قدیمی میگوید ؛ خانه ات را در تابستان بر روی شن نساز . چرا به این پند نیاز داریم ؟ زیرا نیاز است آینده نگری کنیم . در تابستان باید فکر طوفان را هم بکنیم . باید همچنان که از آفتاب و شن لذا میبرید به فکر صخره و سنگ هم باشید .
ج – کل زمستان را تابستانی میاندیشند ، این مهم است در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور میشوند که این دوران زیاد طول نمیکشد بزودی از اینجا بیرون خواهیم رفت . و در اولین روز گرم مورچه ها بیرون میآیند . آنها برای بیرون آمدن نمیتوانند زیاد منتظر بمانند .
د – یک مورچه در تابستان چقدر برای زمستان خود جمع میکند ، هر چه قدر که در توانش باشد . چه فلسفه باور نکردنی . فلسفه : هرچه در توانائی ات است .
در نهایت فلسفه مورچه :
الف – هرگز تسلیم نشو ... ب – آینده را ببین ... ج – مثبت بمان ... د – همه تلاشت را بکن .
نقش مادران در پرورش قهرمانان انکار ناپذیر است امروز در خبرها موفقیت خیره کننده مایکل فلیپس را می خواندم نکات جالبی داشت با هم نگاه کنیم :
مایکل فلیپس با گرفتن هشتمین مدال المپیک به اسطوره ای در تاریخ ورزش تبدیل شد.، فلیپس شناگر آمریکایی موفق شد در رقابت های المپیک پکن هشتمین مدال طلا را نیز از آن خود کند. در این میان فلیپس هفت رکورد جهانی را نیز جا به جا کرد.پیش از وی ماکس پیتس دیگر شناگر آمریکایی ، در سال هزار و نهصد و هفتاد و دو هفت موفق به کسب هفت مدال طلای المپیک شده بود.فلیپس با داشتن بیست و سه سال سن شاخص ترین ورزشکار حاضر در المپیک پکن محسوب می شود .
فلیپس پس از افتخارهای به دست آمده خود در پکن گفت: نخستین چیزی که اکنون دوست دارم انجام دهم در آغوش گرفتن مادرم است. پس از کسب هشتمین مدال، مادرم ابتدا به من تبریک گفت، سپس شروع به گریه کردن کرد، من هم گریه کردم و خواهرم هم همین کار را کرد. ما در طی این مدت، زمان زیادی را کنار یکدیگر سپری نکردیم. به طور معمول تنها 30 ثانیه مادرم را طی تمام این مدت دیدهام. یکی دیگر از کارهایی که واقعاً مشتاق انجام آن هستم 5 دقیقه دراز کشیدن در تخت خودم و داشتن آرامش است.فلیپس که والدینش مدتها پیش از یکدیگر جدا شدهاند و در حال حاضر با مادرش زندگی میکند، رکورددار شنای جهان در پایان گفت: چه در داخل استخر و چه در خارج از آن خاطره های بسیاری دارم و خداوند را به خاطر اینکه همه چیز را برای تکامل من فراهم ساخته، شاکرم .
منبع : مازیار ناظمی
بسیاری از ما نگران هستیم تحقیر شویم یا مورد بیاعتنایی دیگران قرار بگیریم و به همین دلیل همیشه سعی خواهیم کرد در برخورد با اشخاص و حتی در مواقع ضروری و گرفتاری، رفتاری مثبت از خود نشان دهیم با این طرز برخورد اشخاص طرف صحبت ما احساس بهتری پیدا میکنند. اگر شما در بین دوستانتان کسی را دارید که وی نیز دوستان زیادی دارد هر جا که بروید، پیشبینی دیدن چهرهای آشنا کاملا طبیعی است. فراموش نکنید ما در عصری زندگی میکنیم که ارتباطات تاثیر زیادی دارند و داشتن نفوذ در میان مردم به ما کمک زیادی خواهد کرد.اکثر ما اگر بدانیم مورد علاقه و توجه دیگران هستیم میتوانیم ناراحتیها و فشارهای زیادی را تحمل کنیم. در برخورد مناسب به طرف مقابل خود میگویید با آن که از کار یا سخن شما دلگیر هستم اما به شما احترام میگذارم. در زیر چند نمونه از روشهای داشتن برخوردهای مناسب را بخوانید:1 - اغلب مردم دوست دارند بر کارشان ارج گذاشته شود. بیشترین اضطراب افراد از این است که تحقیر شوند و مورد قبول واقع نشوند یا درباره آنها داوری شود.2 - طرف صحبت خود را مطمئن کنید علیرغم این که از دست او عصبانی یا با او موافق نیستید، احترامش را حفظ خواهید کرد.3 - بگذارید مخاطب صحبت شما بداند میخواهید مسئله موجود را به شکل رضایتبخشی حل کنید. 4 - از شخصیت کسی انتقاد نکنید، انتقاد شخصی با انتقاد از کار و رفتار متفاوت است.5 - مهارتهای گوش دادن و ابراز وجود کردن در نهایت روشن هستند. ارتباط واقعی ناشی از روح احترام برای خود و برای طرف مقابل شماست. اگر هدف شما این است که حق به جانب بودن خود را ثابت کنید و اگر میخواهید آنها را مقصر بدانید هر شیوه ارتباطی بیتاثیر میشود. اما اگر هدف شما حل مسئله است و میخواهید با طرز فکر و احساس طرف مقابل خود آشنا شوید این روشها در حکم ابراز مطمئن هستند که میتوانید از آنها استفاده کنید.در برخورد با افراد تکنیکهای بسیاری وجود دارد که رعایت آنها شما را در برقراری ارتباط با دیگران کمک خواهد کرد.الف – لبخند زدن: وقتی کسی با روی خوب و خوش همراه با تبسم با فرد دیگری به صحبت میپردازد در حقیقت او با این طرز رفتار خویش میخواهد به طرف مقابل بفهماند مایل است با او رابطه برقرار کند.ب – برخورد خوش: زمانی که در برخورد با دیگران رفتار شما رسمی و دور از نشانههای دوستی است به طور حتم نباید انتظار داشته باشید، طرف مقابل به دوستی با شما تمایلی داشته باشد. در برخورد با دیگران گشادهرو باشید.ج – رفتار دوستانه: با رفتار خوب خود به طرف صحبت خویش عملا نشان دهید که به دوستی او علاقهمندید و برای او و برای گفتههایش احترام بسیاری قائل هستید.
منبع : سایت کاریزما
خدایا به خاطر این که هرگز تنهایم نمیگذاری از تو سپاسگزارم! خدایا به خاطر این که هر گاه در جاده زندگی قدمهایم اندکی از راه راست سست میشود، تو با تلنگری به راهم میآوری، از تو سپاسگزارم! خدایا! ممنونم که هر زمان تو را از یاد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کردهام با نازل کردن بلایی کوچک مرا متوجه خود ساختهای تا به یاد آورم که در برابر اراده بینهایت، هیچ چیز تاب ایستادگی ندارد ! خدایا! از این که میبینم بزرگی چون تو ، همواره مرا زیر نظر دارد و هرگز فراموشم نمیکند، سخت به خود میبالم .
خدایا! با این که گناه کردهام، ناسپاسی نمودهام، حتی گاهی از رحمت بیکرانت ناامید شدهام و بنده خوبی برایت نبودهام، اما تو مهربان هر زمان که درمانده از همه چیز و همه کس شدهام، باز هم با آغوش باز پذیرایم بودهای و در نهایت بزرگواری، حمایتم کردهای! به راستی ای پروردگار زیبا و مهربان در برابر این همه لطف و بخشندگی تو ، چه میتوانم بگویم؟ این همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم ؟ خدایا! شماره دفعاتی که در نهایت ناباوری و بهت همگان از راههای عجیب و خارقالعادهات در سختترین و غیرممکنترین شرایط یاورم بودهای، از حساب بیرون است.
تو خود نیک میدانی که بندهات جز چیزهایی که تو به او بخشیدهای در چنته ندارد، پس تمنا دارم در یافتن راه درست زندگی و بهدست آوردن شادمانی، عشق، آرامش و سعادت حقیقی یاریام کنی، چرا که بدون تو هیچ ندارم و با تو از همگان بینیازم
.خدای من، میدانم که با این همه، تو باز هم مرا دوست داری و همیشه و در هر لحظه مراقبم هستی، زیرا این حدیث قدسیات همواره در ذهنم طنین میافکند: "اگر آنان که از من روی برتافتند، میدانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم، هر آینه از شوق جان میسپردند."خداجونم به خاطر همهچیز ازت ممنونم، خیلی باحالی خــــــــدا...
لحظاتی که بی تو سپری میشوند ، خالی هستند ، هیچ نفعی برایم ندارند و وقتی می گذرند ، انگار هیچ وقت نبوده اند . اما دقایقی که با تو و به یادت هستم ؛ علی رغم تمام مشغولیت ها ، آنقدر حضورت پر رنگ است که طعم خوش لحظاتش هرگز از یادم نمی رود .
پروردگارا ! خلوص دقایقم را از تو می خواهم . حضورت را سپاس .
ای کاش خداوند امروز وقت نداشت به ما برکت بدهد چون دیروز ما وقت نکردیم شکر نعمتش کنیم
ای کاش خداوند فردا کتاب مقدسش را از ما می گرفت چرا که امروز فرصت نکردیم آنرا بخوانیم
ای کاش خداوند امروز به حرفهایمان گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم
ای کاش خداوند فردا دیگر ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعت فرمانش نکردیم
ای کاش خداوند امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم
شغل عزیز من یک ترانه قدیمی هست که میگوید "اگر نمیتوانی با کسی که عاشقش هستی باشی، عاشق کسی باش که با او هستی".
این جمله به خصوص در این دوران بحران اقتصادی، در مورد شغل شما هم میتواند صدق کند. البته این حرف به معنی تحمل کردن شغل و گذراندن روزهای خسته کننده و پر تنش نیست، بلکه به این معنا است که شما باید کمی بیشتر کار کنید تا شغل فعلی تان برایتان جالبتر شود. رسیدگی و رفع مشکلات کار فعلی تان اصولا ساده تر و همراه با ریسک کمتری است تا اینکه بخواهید دنبال کار جدید باشید و مدتی وقت برای جا افتادن در آن صرف کنید و به محض اینکه چند تغییر بنیادی در رابطه با شغل خود انجام دهید، متوجه میشوید که در حال حاضر، همانجایی هستید که میخواستید. در اینجا 8 راه حل برای بهتر کردن وضعیت وجود به شما پیشنهاد میکنیم :
به جای اینکه بر آنچه انجام میدهید متمرکز شوید، به چگونه انجام دادن کار بیاندیشید.بسیاری از ما تصور میکنیم که رضایت کامل کاری زمانی رخ میدهد که کاری ایده آل داشته باشیم اما این فرضیه چند اشکال دارد. اول از همه، برای انجام دادن کاری که دوست دارید لازم است شخصی باشید که در این کار بخصوص موفق خواهد بود. دوست داشتن یک شغل دلیل بر مناسب بودن برای آن نیست. حالا صفاتی را که در شما موجودند و در پیشبرد شغل رویاییتان مفید خواهند بود نام ببرید. ممکن است شما بسیار لایق و مشوق خوبی برای دیگران باشید. خوب، چرا از این صفات در پیشبرد شغل فعلی خود استفاده نکنید؟ این صفات و قابلیتها کمک میکنند تا در شغل فعلی خود همانقدر موفق شوید که میخواهید در شغل رویایی خود موفق باشید.
یک راهنمای خوب پیدا کنید.در صورتی که تنها کار نمیکنید، این احتمال وجود دارد که در محل کارتان شخصی وجود داشته باشد که مورد احترام شماست و شما میتوانید چیزهای زیادی از او بیاموزید. این حالت حتا علی رغم تفاوتهای کارتان با یکدیگر میتواند صادق باشد. ممکن است شما کسی را در خارج از بخش خودتان پیدا کنید و بدانید که یافتن یک حامی یا راهنما به نفع شما است. یک حامی خوب کاری بیش از تقویت روحیه شما انجام خواهد داد. او کسی است که به شما کمک میکند تا به اهداف و شیوه رسیدنتان به آنها نگاهی نقادانه داشته باشید. فکر نکنید که این راهنما لزوما" باید شغل مورد علاقه شما را داشته باشد. بلکه این چگونگی کار انجام دادن اوست که اهمیت دارد. پس مطمئن شوید راهنمایی را انتخاب میکنید که در کارش موفق است و آنرا با رضایت انجام میدهد.
استعدادهای خود را در مسیر اهداف شرکت به کار ببرید.بسیاری از ما خود را در شرایطی می یابیم که در آن از تواناییهای ما استفاده نمیشود. اگر در چنین موقعیتی هستید، سعی کنید راهی را برای ارتباط دادن استعدادهای خود و نیازهای شرکت پیدا کنید. اولین قدم شناختن این تواناییها است. سپس باید کمی تحقیق کنید و ببینید شرکت شما در حال حاضر یا در آینده نزدیک به چه چیزی نیاز دارد و شما چگونه میتوانید در کسب آن موثر باشید؟ سپس میتوانید قابلیتها و پیشنهادات خود را با حوصله به شخص ذی نفع توضیح دهید. طبیعتا به دست آوردن یک نقش جدید که در انجام آن مهارت دارید و در راستای اهداف شرکت هم هست، یک پیوند کامل حرفه ای خواهد بود.
لااقل به یک نقطه ضعف خود پی ببرید و در رفع آن بکوشید.در صورتی که قبول کنید کارمند نمونه نیستید (چه کسی هست؟) انجام عملیات بهینه سازی کاری با آرامش بیشتری پیش میرود. همیشه تقصیر را به گردن دیگران انداختن ساده است. برای پایان دادن به این روش، به دنبال مورد خاصی باشید که تصحیح آن موجب میشود کارتان را بهتر انجام دهید، رابطه خود را با مدیران و همکاران بهتر کنید یا اینکه فقط اوضاع را برای خودتان قابل تحمل کنید. مثلا اگر در یک جلسه چند دقیقه تاخیر داشته اید سعی کنید بعد از این همواره چند دقیقه زودتر برسید. اگر رابطه پر تنشی با رئیس خود دارید، به سهم خود در این مشکل بیاندیشید، آیا شما به اندازه کافی به خواسته های او توجه کرده اید؟ آیا او را در جریان پیشرفت پروژه خود قرار داده اید؟ یک نقطه ضعف لزوما به این معنا نیست که شما کار اشتباهی انجام داده باشید، بلکه ممکن است فقط کمبود تجربه یا اعتماد به نفس در کار باشد. مشکل هرچه باشد، سعی در بهبود آن به شما کمک میکند تا از مقام خود به مقامی بالاتر برسید.
از خودتان قدردانی کنید.همانطور که گاهی از قابلیتهای شما در مسیر صحیح استفاده نمیشود، زمانی هم هست که شما موفق شده اید تواناییهای خود را در مسیر صحیح به کار ببرید، اما آنقدر که انتظار دارید به کوشش شما توجه نمیشود. درواقع، ا عدم قدر شناسی کارفرما، دلیل اصلی عدم رضایت شغلی در بسیاری موارد است. اما در بسیاری از موارد شما تا زمانی که توانایی خود را به معرض توجه کارفرما یا مدیر خود نگذاشته اید، به این قدر دانی دست نخواهید یافت. این کار مهارت زیادی میخواهد اما آموختن آن به نفع شما است. کسانی که در کار خود موفق هستند تمام روز منتظر نمی نشینند تا کسی به دستاوردهای آنها توجه کند و آفرین بگوید، بلکه خودشان موفقیت خود را اعلام میکنند.
از آموزشهای رایگان ضمن خدمت بهره مند شوید.بسیاری از شرکتها برای پیشبرد مهارتهای شغلی کارکنان خود مانند استفاده از کامپیوتر یا موارد دیگر تکنیکی یا مدیریتی، کلاسهای گروهی رایگان تشکیل میدهد. حتا اگر به موضوع کلاس ارائه شده برای شغل فعلی خود احتیاج ندارید، به نفع شماست که مهارتهای خود را برای دست یابی به موقعیتهای دیگر افزایش دهید. اگر شرکت شما چنین امکانی را ارائه نمیکند برای آن تقاضا بدهید. باور نمیکنید که گاهی مدیران تا چه حد در انجام این کار مشتاق و موافق هستند.
بخواهید و به دست آورید.بیان کردن خواسته هایتان، ساده ترین و موثرترین راه برای رسیدن به چیزی است که میخواهید. در بسیاری موارد، مسئله این نیست که مدیریت نمیخواهد چیزی که به آن نیاز دارید برایتان فراهم نکند. مسئله این است که آنها فراموش میکنند. چرا که شما تنها مشغله فکری آنها نیستید، باید پیش قدم شوید و خواسته های خود را عنوان کنید و در عین حال به مدیر خود نیز کمک خواهید کرد.
برای خود پروژه های مربوط به کار به وجود آورید.برای کسانی که احساس دل زدگی یا سرخوردگی میکنند، انجام یک کار تازه یا برنامه مفرح در محیط کار میتواند روحیه بهتری به شما بدهد. بهترین کار این است که قبل از انجام هرکار بزرگی مانند راه اندازی شرکت خودتان، به کارهای کوچک مانند مرتب کردن و تغییر دادن مدل اتاق یا میز کار خود بپردازید. این روش فقط یک نوع مشغولیت موقت برای فرار از فشار کار نیست. شما در حال به دست آوردن مهارتهای پر ارزشی هستید که با انجام کارهای ابتکاری کوچک و بزرگ به دست می آید و شما را سرشار از اعتماد به نفس خواهد کرد. کار کردن بر روی موضوعی که به آن علاقه دارید تمرکز شما را از موضوع بی علاقگی به شغلتان معطوف به انجام هرچه بیشتر ابتکارات سرگرم کننده برای پیشبرد کار خواهد شد.
اگر با به کار بردن این پیشنهادات همچنان صبح شنبه را با غصه آغاز میکنید، وقت آن است که به دنبال کار جدیدی باشید. اما این بار خوشحال خواهید بود که تمام کوشش خود را برای کنار آمدن با موقعیت به کار برده اید و در این میان به قابلیتها و استعدادهای خود بیشتر پی برده اید. این بار با آمادگی بیشتر به سوی کار تازه خواهید رفت .
روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :فرض می کنیم که شما متولد 8 مهر 1355 هستید.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :
2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8شماره تولد 2 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید .تفسیر اعداد :
1- خالق و مبتکر :
' یک' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال 'یک' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که 'بهترین' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند .
2- پیام آور صلح :
' دو' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد . اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .
3- قلب تپنده زندگی :
' سه ' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند .
4- محافظه کار :
' چهار' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند . بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند .
5- ناهماهنگ با جماعت :
' پنج' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند .
6- رمانتیک و احساساتی :
' شش' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند . یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند .. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.'شش' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند .
7- عاقل و خردمند :
' هفت' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !
8- آدم کله گنده :
' هشت ' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند .
9- اجرا کننده و بازیگر :
' نه ' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.