یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه .یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار میارزه.بستگی داره تو دست کی باشه .
A basketball in my hands is worth about $19.
A basketball in Michael Jordan's hands is worth about $33 million.
It depends whose hands it's in.
-------------------------------------------------
یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه .یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار میارزه .بستگی داره تو دست کی باشه .
A baseball in my hands is worth about $6.
A baseball in Roger Clemens' hands is worth $4.75 million.
It depends on whose hands it's in.
-------------------------------------------------
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها میارزه .بستگی داره تو دست کی باشه .
A tennis racket is useless in my hands.
A tennis racket in Andre Agassi's hands is worth millions.
It depends whose hands it's in.
-------------------------------------------------
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه.بستگی داره تو دست کی باشه .
A rod in my hands will keep away an angry dog..
A rod in Moses' hands will part the mighty sea.
It depends whose hands it's in.
-------------------------------------------------
یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است .یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده.بستگی داره تو دست کی باشه .
A slingshot in my hands is a kid's toy.
A slingshot in David's hand is a mighty weapon.
It depends whose hands it's in.
-------------------------------------------------
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه .دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه .بستگی داره تو دست کی باشه .
Two fish and 5 loaves of bread in my hands is a couple of fish sandwiches.
Two fish and 5 loaves of bread in Jesus' hands will feed thousands.
It depends whose hands it's in.
-------------------------------------------------
همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه .پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...بستگی داره تو دست کی باشه .
As you see now , it depends whose hands it's in.
So put your concerns, your worries, your fears, your hopes, your dreams, your families and your relationships in God's hands because...
It depends whose hands it's in.
-------------------------------------------------
این پیام تو دستای توست .
Smile Have a Great Day !!!!!
لبخند بزن، روز خوبی داشته باشی !
Answer the phone by LEFT ear
برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کن
Do not drink coffee TWICE a day
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.
Do not take pills with COOL water
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.
Do not have HUGE meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید.
Reduce the amount of TEA you consume
مصرف چای روزانه را کم کنید
Reduce the amount of OILY food you consume
از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید
Drink more WATER in the morning, less at night
در صبح آب بیشتر و در شب آب کمتر بنوشید.
Keep your distance from hand phone CHARGERS
از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید.
Do not use headphones/earphone for LONG period of time
از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید.
Best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است
Do not lie down immediately after taking medicine before sleeping
بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.
When battery is down to the LAST grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times
زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.
نمیدانستم که برای دوستداشتنِ دانایی
باید رو به دعای آینه یا امیدِ آب
آهسته از تشنگیِ این تُنگِ شکسته سخن گفت:
فقط میدانم
یک جای خیلی دور
دریا داغدارِ مُرغانِ مهاجریست
که همین نزدیکیها
رو به امید آب و دعای آینه رفتند
و دیگر باز نیامدند.
ببین!
دارم با شما
از احتمالِ حادثه سخن میگویم!
شما ماهیانِ کوچکِ دریاندیده نمیدانید
این خانه، این کوچه، این جهانِ بیجواب حتی
دستِ کمی از دل تنگِ این تُنگِ تشنه ندارد!
حالا میگویید چه کنیم؟
راه بیفتیم و از داغِ دریا ... تشنه بمیریم؟!
سید علی صالحی
مردی چهار پسر داشت ، آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود : پسر اول در زمستان ، پسر دوم در بهار ، پسر سوم در تابستان و پسر چهارم در پائیز به کنار درخت رفتند .
سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند :
پسر اول گفت : درخت زشتی بود ، خمیده و در هم پیچیده .
پسر دوم گفت : نه ، درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن .
پسر سوم گفت : نه ، درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطر آگین که با شکوه ترین صحنه ای بود که تا به امروز دیده ام .
پسر چهارم گغت : نه !!! درخت بالغی بود پر بار از میوه ها ، پر از ازندگی و زایش !
مرد لبخندی زد و گفت : همه شما درست گفتید ، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید ! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید : همه حاصل آنچه هستند و لذت ، شوق و عشقی که از زندگیشان بر می آید فقط در انتها نمایان میشود ، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند !
اگر در زمستان تسلیم شوید ، امید شکوفائی بهار ، زیبائی تابستان و باروری پاییز را از کف داده اید !
مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبائی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند ! زتدگی را فقط با فصلهای دشوارش نبینید ، در راههای سخت پایداری کن ، لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند .
حالا بیا برویم
برویم پای هر پنجره
روی هر دیوار و
بر سنگ هر دامنه
خطی از خوابِ دوستتدارمِ تنهایی را
برای مردمان ساده بنویسیم
مردمان سادهی بینصیبِ من
هوای تازه میخواهند!
ترانهی روشن، تبسم بیسبب و
اندکی حقیقتِ نزدیک به زندگی.
یادت هست؟
گفتی نشانی میهن من همین گندمِ سبز
همین گهوارهی بنفش
همین بوسهی مایل به طعمِ ترانه است؟
ها ریرا ...!
من به خانه برمیگردم،
هنوز هم یک دیدار ساده میتواند
سرآغازِ پرسهای غریب در کوچهْباغِ باران باشد ...
سید علی صالحی
۱-سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید. ۲-مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است. ۳-حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند. ۴-بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد . ۵-اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد. ۶-روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند. ۷-ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست. کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد. ۹-فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند. ۱۰-روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد. ۱۱-جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند. ۱۲-برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند منبع:ایمیل یکی از دوستان |
بسیاری از سخنرانان موفقیت به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند . انها میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در میآید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند . اکر تین 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند . اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سئوال است برایش جوابی بیابد .
در نگاه اول شاید این 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز بنظر برسد . 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد !؟ خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید ؟ بسیار عالی است ! امتحان کنید . خواهید دید که هنوز 18 ثتنیه اول رد نشده فکرتان منحرف میشود . ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر درونی تان به سخن در می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ... .
فکر پریشان و نا آرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد . پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد . فکری که نتواند آرام گیرد چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح میداند متمرکز شود ، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است ، کارآئی ندارد و فلج میشود . باید همین الآن هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن نا آرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم . 68 ثانیه به شرایطی که الآن قرار داریم بیاندیشیم . 68 ثانیه بعد به این که واقعاً در زندگی چه میخواهیم فکر کنیم . 68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چه قدر آرام می شویم وقتی روی مشکلات زندگی خودمان با آرامش فکر میکنیم .
کاینات بیرون ما از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را میخواهیم به او ابلاغ کنیم . اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم . 68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه میخواهیم . آن وقت می توانیم کناری بنشینیم و معجزه عدد 68 را در زندگی خود ببینیم !
مجله آمریکایی تایم در گزارشی 10 جمله بیادماندنی و لطیفه گونه سیاستمداران بزرگ آمریکا را که بعداً مایه پشیمانی آنها شد و آرزو می کردند هرگز این جملات را بر زبان جاری نکرده نبودند، منتشر کرد. نکته جالب نبود نام جرج بوش در میان افراد برتر است!
اولین جمله این فهرست به ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا در دهه 1970 اختصاص دارد. نیکسون در خصوص رسوایی واترگیت گفته بود: «من یک متقلب دروغگو نیستم!» نیکسون با گفتن این عبارت در هفدهم نوامبر 1973 هرگونه مشارکت در رسوایی واترگیب را تکذیب کرد، همین تکذیبیه کافی بود تا نیکسون تا همین حالا مجبور به دفاع از خودش شود اما واقعیت این است که نیکسون دروغ می گفت.
دومین عبارت نیز به بیل کلینتون رئیس جمهور دهه 1990 آمریکا اختصاص دارد که درباره ماجرای رسوایی اخلاقی خود گفته بود: «من با آن زن رابطه جنسی نداشتم!» با گفتن این جمله کلینتون یک چاه عمیق برای خودش حفر کرد، ماشین حفاری را با خود به داخل چاه برد، مواد منفجره به آن بست و خودش و چاه را یک جا منفجر کرد!
سومین عبارت مربوط به جرج بوش پدر است که در سال 1988 گفت: «لب های من را بخوانید، مالیات جدیدی گرفته نمی شود» اما همان طور که روسای جمهور گاهی مجبور به اقدامی خلاف میل خود می شوند جرج بوش پدر نیز مالیات را افزایش داد. همین سخنان توسط بیل کلینتون فرماندار وقت آرکانزاس در رقابت های انتخاباتی سال 1992 علیه وی به کار گرفته شد.
چهارمین جمله نیز توسط جان مک کین نامزد شکست خورده جمهوریخواهان در انتخابات اخیر آمریکا عنوان شد به این مظمون: «بنیان های اقتصاد آمریکا، قوی است» احتمالاً مک کین تلاش می کرد رفتار روسای جمهور در زمان نابسامانی و فشار را در پیش بگیرد اما نکته اینجاست که درست چند ساعت پس از این اظهارنظر مک کین درطول رقابت های انتخاباتی 2008، بانک سرمایه گذاری برادران لیمن اعلام ورشکستگی کرد. اوباما نیز فرصت را از دست نداد و از این اظهارنظر مک کین به نفع خود استفاده کرد.
پنجم نیز به جناب جیمی کارتر اختصاص دارد که در سال 1976 گفت: «من به بسیاری از زنان نگاه شهوت آلود داشته ام. من به دفعات در قلبم زنا کرده ام!» این جمله در مصاحبه با مجله مبتذل پلی بوی عنوان شد و البته همه چیز خوب پیش می رفت تا زمانی که کارتر شروع به صحبت درباره کتاب انجیل و زنا کرد.
ششمین جمله مربوط به اظهار نظر مارک فولی از اعضای جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا است که در سال 1998 در انتقاد از رسوایی اخلاقی بیل کلینون گفت: «گناه دارد و این تاسف آورتر از هر چیز دیگری است که مشاهده کنیم فردی به علت اعتیاد جنسی دست به چنین کاری می زند.» این سخنان در حالی ابراز شد که چند سال بعد رسوایی فولی در خصوص ارسال ایمیل های جنسی به کارکنان مرد کنگره آمریکا برملا شد!
هفتمین جمله اما به لیندون بی جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1964 اختصاص دارد به این مظمون که «ما هنوز دنبال گسترش جنگ (ویتنام) نیستیم.» و این در حالی است که اندکی پس از این سخنان آتش جنگ بین آمریکا و ویتنام شعله ورتر شد.
هشتمین جمله را نیز بیل کلینتون اظهار داشت زمانی که گفت: «بستگی به این داره که معنی کلمه "است" چه باشه!» کلینتون با گفتن این جمله در مقابل هیات داوران دادگاهی که به مناسبت رسوایی وی برپا شده بود به ابعاد جدیدی در علم تجزیه کلمات دست یافت! و این در حالی است که تا آن زمان مردم آمریکا نمی دانستند که بیش از یک معنی برای کلمه "است" وجود دارد!
نهمین جمله مربوط به هربرت هوور رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1929 است که گفت: «تجارت اصلی آمریکا که برپایه تولید و پخش کالاها قرار دارد اکنون پررونق و شکوفا دنبال می شود» این اظهار نظر در حالی عنوان شد که تنها چهار روز بعد بازار سهام سقوط کرد، متعاقب آن رکود ایجاد شد و هوور مضحکه خاص و عام شد.
دهمین جمله مربوط به ریچارد نیکسون در سال 1973 است که درباره رسوایی واترگیت اظهار داشت: «شما می دانید که من همیشه از تجهیزات ضبط صدا متعجب بودم اما الان خوشحالم که آن را داریم مگه نه؟» نیکسون این جمله را به همدست خود در ماجرای رسوایی واترگیت در سال 1973 بیان کرد و این درست چند هفته قبل از آن بود که مجلس سنا جلسه رسیدگی به اتهامات وی که از تلویزیون پخش می شد را شروع کرد.
یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود. در اتاق جراحی که کم مونده بود. مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد: کشیدن پوست صورت، تخلیه چربیها(لیپو ساکشن)، عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم . همچنین به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بعد از بیمارستان بود. از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت تصمیم گرفت که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد.
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!
نتیجه : اونقدر روی شانس های دوباره سرمایه گذاری نکن !
نتیجه 2: اونقدر خودتو عوض نکن که خدا هم نشناستت!!!
شاید در طول دوران زندگی برای هریک از ما پیش بیاد که حداقل یکبار بخوایم برای استخدام در یه محیط کاری رزومه بنویسیم. با توجه به اینکه مخصوصا در کشورهای غربی توجه خاصی به روزمه می شه، لذا هرچه دقیق و هدف دار نوشتن این رزومه می تونه پروسه استخدام شما رو سریعتر و راحتتر پیش ببره. جالب اینجاست که یکی از دوستان یه مدت پیش یه رزومه خیلی کامل و هدف دار به قسمت Google Jobs فرستاد و بعد از مدتی پیگیری بهم اطلاع داد که گوگل ازش دعوت کرده تا در مصاحبه حضوری شرکت کنه. این تاثیر و اهیمت یک رزومه رو برامون بطور کامل مطرح می کنه.
یه روزمه استاندارد پیرو قوانین و دستورالعمل های خاصی هست، ولی در نهایت این شما هستید که تصمیم می گیرید چطور رزومه رو بنویسید، حال آنکه مقید بودن به قوانین می تونه شما رو از بهتر نوشتن محروم کنه. پس نکته اول این هست که واقعا تصمیم بگیرید که چیزی رو در واقعیت وجود داره و باید منتقل بشه رو بنویسید.
قبل از شروع به نوشتن، خوب فکر کنید. به تمامی مشاغل پیشین، درجات و رتبه های کاری، مدارک و سوابق تحصیلی و کلیه تجارب کاری مرتبط و غیر مرتبط خود فکر کنید. تک تک آنها می تواند در تصمیم گیری ستاد استخدام تاثیر بسزایی بگذارد.
اگر برایتان مقدور بود حتما چند نمونه از رزومه ها را به دقت بررسی کنید. دقت کنید که هیچگاه نمی شه هیچ دو روزمه ای رو پیدا کرد که عینا شبیه هم باشند، پس شما هم سعی نکنید که از رزومه دیگران کپی کنید. به نظر من اون تلاش و زحمت و خلاقیتی که در نوشتن رزومه خودتون به کار خواهید برد، خودش یکی از عوامل تاثیر گذار هست.
صادق باشید
نوشتن تمامی موارد و تجارب بهتر از مخفی کردن آنهاست.
دروغ نوشتن شاید منجر به تصدیق رزومه و دعوت از شما برای مصاحبه حضوری شود ولی نهایتا در مرحله تسلیم مدارک دروغ شما فاش خواهد شد که این تاثیر بسیار منفی در پروسه خواهد گذاشت.
حرفه ای عمل کنید، برای مثال اگر آدرس ایمیل خود را می نویسید، دقت کنید این آدرس مضحک، بی معنی یا دارای ایرادات عرفی و اخلاقی خاصی نباشد. ممکن است روزمه شما رو افرادی با عقاید خاص یا مخالف عقاید شما بررسی کنند، پس طوری بنویسید که عامه پسند باشد، از کاغذ های رنگی، فونت های کودکانه و پر زرق و برق، لینک به وبلاگ یا وبسایت های خودتان نیز تا حد امکان بپرهیزید.
از غلط های املایی و نگارشی بپرهیزید. این غلطها ممکن است این ذهنیت را در ذهن بررسی کننده ایجاد کنند که شما تمایل زیادی به این کار ندارید لذا دقت کافی را نکرده اید.
مشخصات شخصی خود از قبیل قد، وزن و وضعیت چهره جزو مواردی هستند که برای بسیاری از بررسی کننده گان آزار دهنده می باشند، پس تا جایی که ممکن است از نوشتن و ارائه آنها بپرهیزید. (البته اگر شغل شما بیشتر جنبه فیزیکی دارد، و مشخصات جسمانی شما می تواند در این زمینه تاثیر گذار باشد، حتما آنها را بنویسید.)
در ابتدای روزمه خودتان را کاملا معرفی کنید. نام کامل، آدرس، شماره تماس، شماره فاکس و ایمیل را حتما ذکر کنید.
پس از آن اهداف شغلی خودتان را در جملات کوتاه یا شبه جملات بنویسید. منظور از اهداف شغلی، مشاغل هدفی هستند که شما می خواهید آن را انجام دهید.
در مرحله بعدی از آخرین تجربه کاری خود شروع کنید و به ترتیب تمامی آنها را لیست کنید، دقت کنید، نوع شغل، میزان تجربه به ماه یا روز، و ویژگی ها منحصر بفرد هر تجربه کاری می تواند برای بررسی کننده رزومه شما مفید و جالب باشد. پس آنها را حتما ذکر کنید.
سپس، مدارک و سوابق تحصیلی خود را با ذکر محل اخذ مدرک و مجددا ذکر ویژگی های منحصر بفرد هر مدرک یا سابقه تحصیلی، بنویسید.
از توانایی های فردی خود مانند، زبان های غیر مادری، میزان آشنایی با کامپیوتر یا زبان های برنامه نویسی و … نیز در چند خط کوتاه توضیحاتی ارائه دهید.
حتما دقت داشته باشید که در انتهای روزمه یادداشت کنید که “مراجع و مدارک قابل ارائه هستند”.
و نکته آخر اینکه تا جایی که ممکن است سعی کنید در یک صفحه تمامی مطالب خود را درج کنید. چنانچه تجارب کاری شما زیاد می باشند، استفاده از برگ دوم مشکلی ندارد، اما از سه برگی شدن روزمه تا حد امکان بپرهیزید.
پی نوشت : گمونم مایکروسافت آفیس ورد، Template هایی برای انواع رزومه داشته باشه. می تونید از انواع اون هم به عنوان نمونه استفاده کنید.
موفق باشید.