دست نوشته های یک نفر ...

هرکجا هستم باشم ، آسمان مال من است ، پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .

دست نوشته های یک نفر ...

هرکجا هستم باشم ، آسمان مال من است ، پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .

تعیین اولویتها در زندگی شغلی

نویسنده: سوده

تجارت از جهات مختلفی شبیه به یک بازی است. شرکت در بـازی بـه نــوبه خود سرگرم کننده است، اما هدف شما هم زمـان با شرکت در آن، این است که خوب بازی کنید تا برنده شوید.باید درست مثل یک شرکت کننده در مسابقه عـوامـل رسیـدن بـه مـوفقـیـت را شنـاسـایـی کـرده و برای
رسیدن به آنها تلاش کنید.

انـجـام این کار بدون طرح و برنامه مناسب، عملی نیست. اگـر خواستار موفقیت هستید، باید بدانید چه می خواهید و راهـهای رسیدن به آنها را نیز تعیین کنید؛ به عبارت دیگر باید کارهای خود را اولویت بندی کنید.


اهدافتان را معین کنید
اولویت بندی کارها امری است که از دو بخش تشکیل می شود. قسمت اول : علاقه دارید به چه چیزهایی برسید، و قسمت دوم: با چه سرعتی می خواهید به اهداف خود دست پیدا کنید.

زمانی که خواسته ها و زمان رسیدن به هر یک را مشخص نمودید، برای اولویت بندی کارها آماده شده و می توانید به اهدافتان دست پیدا کنید.

با توجه به برنامه زمانبندی شده، سه نوع هدف به وجود می آید: اهداف مقطعی، میانی و دراز مدت. به عنوان مثال در اهداف مقطعی می توانید تصمیم بگیرید که: تنها در عرض شش ماه می خواهم از منسب مشاور مدیریت به سمت مدیریت ترفیع رتبه پیدا کنم. اما برای هدف دراز مدت تعیین کنید که تا قبل از رسیدن به سن 32 سالگی قصد دارید سهمی از کارخانه ای که در حال حاضر در آن مشغول به کار هستید را خریداری کنید.

راه حل این است که برای خود یک راه مستقیم برای رسیدن به اهداف پیدا کنید و سپس زندگی خود را به سمت آن هدایت کنید. پس از انجام زمانبندی باید توجه خود را به طرح هایی که برای رسیدن به اهدافتان معین کرده اید، معطوف نمایید.

اولویت بندی
اولویت بندی به این معناست که شما میزان اهمیت کارهای مختلف در راه رسیدن به موفقیت را مشخص کنید. اگر می خواهید تا سن 32 سالگی سهامدار شرکت شوید باید بیرون رفتن با دوست ها را تعطیل کنید. تا زمانی که عزم خود را جزم نکنید، هیچ اتفاق خارق العاده ای در زندگیتان رخ نخواهد داد.

برای اولویت بندی می بایست ابتدا لیستی از کارهایی که شما را از رسیدن به موفقیت باز می دارند ، تهیه کنید. این کار به شما کمک می کند که امور بی ارزش را از برنامه خود حذف کنید و بازده بیشتری داشته باشید.

بعد از تهیه لیست اول باید فهرستی از اولویت هایی که انجام انها ضروری است تهیه کنید. ارجحیت را به ترتیب از روی اهداف مقطعی، میانی و بلند مدت پایه ریزی کنید. سپس لیست دیگری به نسبت مهمترین به کم اهمیت ترین تهیه کنید.

انجام این کار دید روشنی از کارهایی که می خواهید انجام دهید، چگونگی، و زمان انجام هر یک را برایتان فراهم می آورد. به خاطر داشته باشید: عدم موفقیت در برنامه ریزی یعنی برنامه ریزی برای شکست. به همین دلیل برای برنامه ریزی وقت صرف کنید و در دنیای امروزی هیچ کاری را به امید و شانس و اقبال نگذارید.

زندگی مخلوط پیچیده ای از مسائل مختلف است. ما کار می کنیم، بازی می کنیم، وقتمان را با دوستان و اقوام می گذرانیم، به مسافرت می رویم و هزار و یک کار دیگر انجام می دهیم که هیچ ارتباطی به زندگی شغلیمان ندارد.

بین اولویت های خود تعادل ایجاد کنید
زمانی که در حال تهیه لیست اولویت های خود هستید، همزمان فهرست دیگری از کارهایی که برایتان اولویتی ندارند نیز تهیه کنید. به عبارت دیگر کارهای دیگری که مربوط به حیطه کاری نمی شود، اما انجام آنها برای شما مهم است را نیز بر روی کاغذ بیاورید. شاید  قصد داشته باشید که ازدواج کنید و صاحب فرزند شوید، و یا به مسافرت یکساله به دور دنیا بروید.

این اولویت های خارجی بر روی موفقیت شما تاثیر می گذارند. برخی افراد فقط به شغلشان توجه می کنند. برای این دسته از افراد تهیه لیست، کار آسانی است؛ چون زندگی آنها در شغلشان خلاصه می شود. اما سایرین اهدافی دارند که به حرفه هایشان ارتباطی پبدا نمی کند.

مهمترین نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که زندگی کوتاه بوده و شما باید تا آنجا که می توانید به بهترین نحو از وقت خود استفاده کنید. بنابراین اگر همنشینی با دوستان تنها تلف کردن وقت است و هیچ کمکی به شما در راه رسیدن به آرزوهایتان نمی کند، پس هیچ دلیلی وجود ندارد که شما به مهمانی آنها بروید. اما اگر می بینید که رفتن به جمع آنها به نوعی مسیر شما را هموار تر ساخته و منافعی را برایتان در بر دارد، پس ما به شما پیشنهاد می کنیم که دعوت آنها را قبول کنید.

تهیه لیست از این جهت اهمیت دارد که شما را قادر می سازد بین اهداف مختلفتان تعادل برقرار می کند و تلاشتان در انجام هر کار به اندازه باشد. همه این امور دست به دست هم می دهند و شما را به اهدافتان نزدیک می سازند.

بهای هر چیز را باید پرداخت
زمانی که نوبت به موفقیت می رسد باید توجه داشت که هر چیز یک قیمتی دارد و اگر می خواهید به آن برسید باید بهای آنرا بپردازید. عبارت " طرف مثل رییس ها میاد سر کار" به گوشتان نخورده. منظور کسی است که صبح ها دیر در محل کار خود حاضر میشود و بعد از ظهرها هم اولین نفری است که خارج می شود.

اما حقیقت این است که افرادی که در مراتب بالا، مشغول به کار هستند معمولا ساعات بیشتری نسبت به سایرین کار می کنند چون کارهای مهمتری انجام می دهند و یک اشتباه کوچک می تواند به سادگی عملکر کل مجموعه را تحت الشعاع قرار دهد.

اگر واقعا می خواهید موفق باشید، باید فداکاری کنید و خیلی چیزها را قربانی کنید تا به هدف نهاییتان دست یابید. این مطلب را به خوبی برای خودتان جا بیندازید: لیست اولویت ها شغلی همیشه مهمتر از لیست کارهای شخصی است.

اما توجه کنید: اولویت ها قابل تغییر هستند. شاید تا نیمه های راه رفته باشید و نگهان متوجه شوید که راه نادرست را انتخاب کرده اید، البته اشکال از راه نیست شاید فقط مناسب حال شما نبوده. اگر چنین اتفاقی روی داد، از تغییر مسیر ابایی نداشته باشید. با آغوش باز از تجربه های جدید استقبال کنید .

چند نکته برای کار کردن با خانم ها

نویسنده: آرمند

اگر رئیس جدیدتان یک زن است، یا اگر به قسمتی از اداره مـنـتـقل شـده اید کـــه مجبورید با همکاران خانم کار کنید، زمـانـش رسیـده است که مهارت هایی را برای کار کردن با آنها یاد بگیرید.

مـردهـا و زن هـــا در یک محیط اجتماعی به طرق مختلفی فکر و عمل می کنند. اما بـا مسـائـل کـــاری چگونه برخورد
مینمایند؟

همه ما تغییر کرده ایم
مرد ها و زن ها از قالب های پیشین خود درآمده اند، اما بعضی از این خلق و خو ها هنوز به جا مانده است. مهم نیست چقدر زن ها جدی، خشن و جاه طلب باشند، کار تعلیم و تربیت فرزندان و بار آوردن بچه از قدیم بر عهده آنهاست. مردها معمولاً هدفمند و اهل رقابت اند. هر چند باید راه درازی پیمود تا احساسات آن ها نیز نشان داده شود. آگاه بودن از تفاوت های بین دو جنس برای پیشرفت شغلی شما بسیار ضروری است.

در اینجا به چند نکته اساسی در روابط کاری با خانم ها اشاره می کنیم:

1-    برای صحبت کردن با آنها وقت بگذارید
مردها برای تبادل اطلاعات صحبت و مذاکره می کنند، البته زن ها هم همینطور هستند. اما آنها از این گفتگو ها به عنوان یک رابطه متقابل برای برقراری ارتباط استفاده می کنند. اگر رئیس خانم شما گفتگوی کوتاهی را آغاز می کند، با او صحبت کنید هر چند که خیلی مشغول باشید. ممکن است فکر کنید که وقت خود را تلف خواهید کرد اما نتایج آن ارزشش را خواهد داشت.

2-    یاد بگیرید که به حرفهایشان گوش دهید
سوال کنید تا مطمئن شوید همه مطالبی که رد و بدل می شود را کاملا فهمیده اید. خیلی کم پیش می آید که خانمی فراموش کند که همکارش صحبت هایش را گوش نداده است یا اظهار نظری در موردشان نکرده باشد.

3-   حرف هایتان را سبک و سنگین کنید
دقت کنید که چه می گویید زیرا که ممکن است هر آن نظری در ارتباط با حرفتان داده شود و شما را در راس گفتگو بکشاند. دقت کنید که لطیفه هایتان مضامین جنسی نداشته و اهانت آور نباشند. هیچگاه موضوعاتی مانند حاملگی را پیش نکشید مگر اینکه همکارتان خود موضوع را مطرح کند.

4-    با دقت انتقاد کنید
قبل از عصبانیت خوب فکر کنید. در مورد کار نظر دهید نه انجام دهنده آن. خانم ها معمولاً انتقاد ها را خیلی شخصی برداشت می کنند، پس شما سعی کنید که بهانه ای دستشان ندهید. در رابطه با هر مشکلی مثال مطرح کنید و فرد را تشویق کرده و نظرات مثبت بدهید. این به این معنی نیست که خانم ها را جدی نگیرید، فقط مشکلات را با دیدی مثبت و سازنده بررسی کنید.

5-    به جزئیات دقت کنید 
اگر چه کنجکاوی کردن در مورد زندگی خصوصی کسی صحیح نیست، اما اگر رئیس یا همکار خانم شما گاهاً در مورد فرزندانش با شما صحبت می کند، شما نیز هر از چند گاهی حال آنها را جویا شوید. علاقه شما به این مسئله نشان می دهد که شما برای این ارتباط ارزش قائل هستید. اگر چه این راه درستی است، اما دقت داشته باشید که بین مسائل خصوصی و کاری تعادل برقرار کنید. و هرگز سـوالات خیـــلی خــصوصی مثل "چرا فلان روز مرخصی گرفته بودید؟"  نپرسید.

6-   در تصمیم گیری عجله نکنید
خانم ها سعی می کنند که مشکلات را با بحث کردن حل کنند. برای درست کردن مسئله ای هیچگاه عجله نکنید. رئیس جدید شما، اگر چه تصمیم خود را گرفته باشد، به دیگران هم اجازه خواهد داد تا نظراتشان را ابراز کنند و پیشنهاد ارائه دهند. اگر با تعداد بسیاری خانم کار می کنید، از این تاکتیک استفاده کنید.

7-   همکاری کنید
با هم کار کنید و در کارها با هم مشورت کنید. اگر می خواهید مدیرتان را تحت تاثیر قرار دهید، دیگران را در کارهایشان یاری دهید. در نظر او یک مشاور و رفیق همیشه بهتر از یک تک خور است. احساسات و استعدادهای دیگران را بشناسید. خانم ها معمولاً در ایجاد رابطه با مشتریان بسیار مهارت دارند. بنابراین فرصتی به آنها بدهید تا برای بهتر شدن موقعیت کاری خودشان و شما از استعدادها و دانششان استفاده کنند.

8-    استعداد هایش را تحسین کنید نه ظاهرش را
هیچگاه به همکار خانمتان نگوئید که چقدر زیبا و خوشگل است. حتی مطرح کردن طرز لباس پوشیدن، بوی عطر و مدل مویش هم ممکن است در نظر او بد باشد. در مورد هر نظریه ای که می دهید بسیار دقت کنید.

9-   صادق باشید
هر زمان که ممکن بود، اطلاعاتتان را با آنها در میان بگذارید. خانم ها احساس فوق العاده ای دارند، و نادرستی و دغل بازی را به خوبی تشخیص می دهند. به همکارانتان اطمینان دهید کهمی توانید هر نوع اطلاعاتی که نیاز دارند را برایشان مهیا کنید. صداقت و رو راستی از نظر خانم ها بسیار ارزشمند است.

10-  غیبت نکنید
گوش هایتان را بر روی غیبت ها ببندید. اکثر شایعات از روی ترس ساخته شده اند. شما می توانید جلوی پچ پچ ها، فرضیات و شکایات را بگیرید و آنها را به نفع خود تمام کنید. اطلاعات خیلی زود پخش می شوند، پس سعی کنید شایعات مثبتی به وجود آورید.

11-  سعی کنید افکارش را بفهمید
خانم ها اطلاعات را به سبکی کاملاً متفاوت با آقایان تحلیل می کنند. در حالیکه آقایان معمولاً به نتایج مسئله فکر می کنند. اگر هنگام صحبت هایتان خانمی سر خود را تکان می دهد به این معنی نیست که با حرفهایتان موافق است، اما مردها اگر حس کنند  مطلبی را اشتباه بیان کرده اید و یا با تصمیمی مخالف باشند، بلافاصله عکس العمل نشان می دهند. اما خانم ها در ابتدا خود را موافق جلوه می دهند ولی بعد دوباره همان بحث را پیش می کشند. آنها ذاتاً دوست دارند که واقعیات را بفهمند. در مورد هر چیز خیلی خوب فکر می کنند و گاهاً نیز احساسات خود را در آن واردمی کنند.

12-  رابطه تان را فقط در حد کار نگاه دارید
جای دیگری دنبال دوست دختر باشید. مهم نیست که چقدر از خانم همکارتان خوشتان آمده است، شما با این وسوسه مبارزه کنید. عشق هایی که در محیط های کاری به وجود آمده اند معمولاً کم دوام بوده اند. مراقب ژست های جوانمردانه خود باشید چون ممکن است خانم ها برداشت نادرستی از آنها بکنند.

زنده باد اختلاف عقیده

از تصورات غلط دوری کنید. به تفاوت های بین خانم ها و آقایان توجه داشته باشید. به اینکه چطور عمل کرده و عکس العمل نشان می دهند دقت کنید. خوب گوش کنید و قبل از صحبت کردن در مورد آن خوب فکر کنید. کار گروهی را رواج دهید. مطمئن باشید که استعداد ها و مهارت های یک فرد مهم و قابل بررسی است. به احساسات انسان ها توجه کنید.

اگر این اختلاف ها را خوب درک کنید، بهتر کنار هم کار خواهید کرد.

احترام ، همه آن را می خواهند، معدودی بدستش می آورند.

چـرا؟ به شما خواهیم گفت چرا. احتـرام اکتـسابی است؛ هرگز به کسی اهدا نمیشــود. امروزه با هجوم مردم بـرای انجام دادن سراسیمه وار کارها، انـدک افـرادی دارای اراده، بـردبـاری یا پشتکار مورد نیاز برای مورد احترام واقع شـدن حقیقی می باشنـد. همانند نوشیدن یک قهوه اسپرسوی خوب، ایـجـاد احـتـرام نـیازمند زمان و درنظر گرفتن جزئیات ظریف است تا بتوان به بهترین نتیجه دست یافت.

احترام همچنین رابطه مستقیم با شـهرت و اعتـبـار شـما دارد. از خود جلوه ای متشخص بسازید، احترام بـه عنـوان نتیجه ظاهر خواهد شد.

روشهایی برای سرعت بخشیدن به این فرایند وجود دارد -- حـداقـل برای کوتاه مدت - از طریق برخی راههای میان بر. برای مثال خود را در موقعیتی قرار دهید کـه بـتوانید قدرت خود را بکار ببرید ( قدرت حقیقی، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معینی از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدلیل اینکه استحقاقش را داشته اید، بـلـکه بـه این خاطر که موقیت جدید شما اینطور ایجاب می کند.

بروی کسی آب دهان نیندازید

من با یک مامور عالیرتبـه پلیس آن قـدر دوستی عمیـقی داشتـم کـه می توانستم روی صورتـش آب دهـان بـیـنـدازم و از او بـخـواهم بدلیل اینکه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهی کند، اما بخاطر "مقام" او از انجام چنین کار گستاخانه ای خـودداری کـردم. مـن بـرای مـقـام ریـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراین بدلیل "مقام" او، به رئیس خود احترام میگذارم نه بخاطر آنچه که او انجام داده و مستحق احترام من شده است.

بـنابراین بیایید واقیت گرا باشیم؛ اکثریت ما استطاعت تهیه بنز را نداریم، و درصد بسیار کمتری می تـوانیم موقیعتی قدرتمند را برای خود خـریداری نماییم. با این شرایط چگونه میتوانیم مقداری احترام را بسرعت کسب نماییم؟

در این قسمت هفت نکته وجود دارد که احتــرام شـما را تضمین نمی کند اما شما را در جهتی صحیح هدایت خواهد کرد. آنچکه باید بخاطر داشته بـاشید آن است که این نکات نباید فقط یکبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلکه باید به عنوان بخشی از سبک زندگی و تصویر جدیدی که در نظر دارید دربیایند.

1- لباس مناسب بپوشید
صرفه نظر از اینکه در گذشته چه کار کرده اید، چقدر پول در حـساب بانکی خود دارید، تا چه اندازه مشهور هستید یا چقدر چاق شده ایـد، یـک شـخص با لباسی شایسته بهتر از یک کهنه پوش مورد توجه قرار میگیرد.

درمورد هر نوع لباسی صحبت نمیکنیم، منظور یک لباس اندازه است که توسط خیاطی ماهـر و چیـره دسـت دوختـه شده است. اکنون زمان ارزان بودن نیست. یک دست کت و شلوار 50 هزار تومانی بخرید، آنگاه 50 هزار تومان بنظر خواهید رسیـد. کــت و شلواری 300 هـزار تـومانی بـخریــد، 300 میـلیون بنظر خواهیــد رسید. در مــورد کـفـش هـا هـم خسیس نبوده و یک جفت از بهترین آنرا برای خود تـهیـه کنـیـد. هر چـیـز ساخـت ایـتـالیا اتوماتیک وار بهتر از بقیه می باشد -- پایان داستان.

دهان خود را بسته نگاه داشته و به حقیقت متوسل شوید...

2- ساکت بمانید
میدانم که همه شما تصور میـکنید کـه نـابغه اید، اما واقیت آن است که نیستید. در غیر اینصورت نیز به هیچ نصیحتی نداشتـید و جهان بازیچه ای در کف دستان شما می بود. بنابراین، چون هنوز چیزهای زیادی برای آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت کـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش کرد.

خردمند و مرموز بوده و فقط چــیــزی را کــه لازم اســت بــگویید. در واقع هیچ چیزی را تا زمانی که مجبور نشده اید، بیان نکنید. اشتباهات معمولا توسـط افرادی صورت میگیرند که بدون دلیلی مناسب زبان به صحبت می گشایند. هرقدر یک فــرد اطـلاعات کمتری از شما داشته باشد، احتمال ماندن وی در فاصله ای محترامانه بیشتر خواهد شد.

وقتی من کسـی را بـرای اولیـن بـار ملاقات می کنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسی نموده و تا دو دقیقه بعد از آن چیزی نمی گویم. در ایـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برایم تعریف کرده است؛ کجا زندگی می کند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره کارت اعتباریش چیست و چه تـعداد قرص بـرای رفـع مـشکلات جنسیش مصرف میکند. اگر شما هم در مکالمات خود اینچنین باشید، آیا کسی حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقیقه باز هم برایتان احترام قائل باشد؟

3- دروغ نگویید
اگر مجبور به سخن گفتن شدید، به آنچه که واقعا می دانید اکتفا کنید. دروغ گفتن برای تحت تاثیر قراردان و یا جلب احترام دیگران نتیجه معکوس در بر خواهد داشت.

هیچ راهی سریعتر از دروغگویی برای از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زمانی که آن دروغگویی با حماقت همراه باشد. اگر چیزی را نمیدانید، بسادگی بگویید، " مــن در این مورد نظری نمیتوانم بدهم." یک انسان حقیقی کاستی ها و ضـعف های خـود را می پذیرد. اگر طرف دیگر مودب باشد، از شما آنچه که در تـوانـاییتان است را درخواست نموده، و شما فرصتی پیــدا خواهیــد کــرد کــه در مـورد چیزی صحبت نمایید که همانند انیشتین جلوه تان دهد.

4- هرگز لبخند نزنید ( آن را برای همسرتان نگهدارید )
هر وقت مرد رندی را میبینم که هـمـگی دندانهایش را نشان میدهد، همیشه تصویر یک تمساح به ذهنم خطور میکند. یک انسان مـحترم، یک انسان هوشیار نیز هست. لبخند زدن میـتـواند جلوه شما را مخدوش نمـایـد و ممکن است دیگران تصور کنند که شما یک فروشنده اتومبیل دست دوم هستید.

از لبخند زدن دوری کنید تا انسانی جدی بنظر آیید که براحتـی تـحت تـاثیر قرار نمیگیرد. از هر 10 مورد، 9 مورد طرف مقابل حتی سخت تر تلاش خوهد کرد تا مـوافـقـت شما را بدست آورد. در این شرایط چه کسی به چه کسی احترام می گذارد؟

در عوض لبخند ملیحانه و نشان دادن دنـدانـهای همـچون صـدف خـود را هـنگـامی که با همسران هستید، از او دریغ ننمایید.

5- اطمینان و تواضع
افراد با اطمینان توانای جـذب بسیـار بـیـشتری نـسبت بـه بقیه افراد دارند. این اطمینان حـتـی اگـر شامل راه رفتن مغرورانه، وضعیت اندام مناسب یا اخـلاق و رفـتـار شـخـصـی خوب باشد، تصـویـر شـخصی تحت کنترل را نمایان می سازد که میداند چه کاری انجام میدهد و میتواند کار را به اتـمام برساند. یک انسان مطمئن میگوید، "شما میتوانـیـد بـه قابلیتهای من اعتماد کنید" و "به گفته های من احترام بگذارید."

به چشمان کسی نگاه کنـیـد. یـک انـسـان مـطـمـئـن هیـچـگاه کثیفی را در کفشهایش مشاهده نمیکند چرا که او هرگز نظرش را به پایین نمی افکند.

مرز بین اطمینان و خود بینی را بیاد داشته باشید. اطـمینـان تـعـادل تـوام بـا فـروتنــی و تواضع میـباشد. فقط انسانهای نادان فخر فروشی میکنند. کسی شما را معرفی میکند و می گوید، " آقای فلانی واقعا زرنگ است، شرکتش پارسال 100 میلیون سود کرد."

شـمـا پـاسـخ مـی دهیــد، "حتــی بــا حرفه ای ترین مهارتهای رهبری در جـهـان، بـدون سربازان کارکشته و خوب، نمی توانستم کـاری انـجام دهم. یک انسان بتنهایی قادر به صورت دادن چیزی نیست." چه کاری انجام داده اید؟ شـمـا قـابـلیتـهـای خود را در ضمن تحسین دیگران آشکار نموده اید. چه انسان متواضعی هستید.

6- مؤدب باشید - احترام و نزاکت را متقابلا رد و بدل نمایید
وقتی کسی را ملاقات میکنید، نباید با بی نزاکتی لـبخنـد بزنید، اما از طرفی بی ادب نیز نباید باشید. محـتـاط بـودن
بـه مـعـنای آن نـیست که نمی توانید مؤدب باشید. رفـتـارشایسته نمایانگر خلوص، و خلوص نمایانگر وقار است؛ یک
انسان با وقار دارای خصیصه های در خور احترام میباشد. هیچکسی تا حال بدلیل ادب و یا نزاکت زیاد دشمنـش بـه
جنگ او نرفته است. ادب همچنین به معـنـای ترسـو بـودن نیست.

7- حافظه خوبی داشته باشید
یکی از مسائل مهم و کلـیدی تقویت حافظه است، چون علاوه بر دور نگاه داشتن فرد از اشتباهات احتمالی، بـاعــث امتیازات بیشماری در دنیای کار و تجارت می گردد. اگر نام فـردی کــه از مـعرفی او 30 ثانیه هم نمی گذرد را بیاد نیاورید، مانند یک آدم ابله به نـظـر خواهید آمد.

بـخـاطر آورن اسـامــی و آنچه که به شما گفته شده، نشان دهنده این اسـت کـه فـردی هستید که به جزئیات توجه دارید، و نیز دقیق، باهوش و فهیم می باشــید. لازم نیست یـک سخـنرانـی طـولانی را بـیـاد بـیاورید؛ بخاطر آوردن یک اسم کافی است، و این باعث می گـردد طرف مقابل شما احساس خوبی نماید ( اگر مطلبی را درمورد فرزندانش بیاد آورید، امتیازتان بیشتر می گردد ). و او چه فـکری خواهـد کـرد؟ " عـجب مـرد محـتـرمی، دوستش دارم. او حتی اسم مرا بخاطر دارد."

پایان داستان

من اولین نفری خواهم بود که می پـذیرم یـک دانـشمـنـد سفـیـنـه فـضـایی نیستم: این مشـاوره کـاملا واضــح و روشن است. برخی چیزها را احتمالا از قبل انجام می دهیـد، و برخی را نه. بکار بستن همگی این هـفت قـانـون بـه معنای آن است که مجبورید سبک زندگی و نحوه رفتار با آشنایان چندین ساله خود را تغییر دهید، اما اگـر خـواهـان احترام فوری هستید، باید بهایش را بپردازید.

فقط برای چندین روز آنچه را که گفته شد انجام دهید،تفاوت را مشاهده خواهیدکرد. در یک رسـتوران خوب با لباسی شیک قدم بگذارید، در حالی کـه سـرتـان روبـه بالا است و وضـعـیـت انـدام مناسبی دارید، میزی را انتخاب کـرده و غـذای خـود را سـفـارش دهـیـد. هنگام انتخاب نوشابه، از پیشخدمـت در مورد نـوشـابـه ای کـه بـا آن آشـنـایـی ندارید، سؤال نمایید.

با پیش خدمت تا آخر شب هیچ حرفی نزنید به استثنای "متشکرم" آنهم زمـانیکه بـرای شـمـا چـیـزی مـی آورد. دنـدانـهـای خـود را نـشـان نـدهید. در انـتـهـای شـب آنـچـه کــه پیشخدمت در مورد نوشابه به شما گفته را تـکرار نمایید. 20 درصـد صـورتـحـسـاب را به عنـوان انـعـام بـاقـی بـگذاریـد. او مـمـکن اسـت فـقـط یـک پیشخدمت باشد، اما این آغاز واگنهای احترام است.

به نظر شما امسال محرم چه کنیم؟

 

باز هم ماه محرم آمد.باز تاریخ تکرار خواهد شد.دوباره خداوند آسمانها در سرمای زمستان

آفتاب سوزان عاشورا را به آسمان فرا می‌خواند تا به خورشید بگویدبه خودت نبال و به صورت برافروخته امام حسین،بنده‌ی من نگاه کن.ببین که چگونه از شوق وصال یار سرشار از نشاط و صلاوت است.

پروردگار به آب می‌گوید که به خودت مغرور نباش که اگر نباشی انسان می‌میرد.مگر نمیبینی که امام حسین و یارانش برای رسیدن به من تو را هم فراموش کردند!

حسین.فرزند رسول خدا.پسر فاطمه و علی.برادر حسن.

جلوه‌ی حضور خدا روی زمین.علت قرار آسمان و زمین به مانند پدر و جد و برادرو فرزندان خلفش.

جایی شنیدم که دانشمندی گفت هنر جلوه‌ای از عشق هست.پس امام حسین هم هنر خداوند هست.چون عشق خداست و امام حسین جلوه‌ی او.

روز عرفه اهل بیت را فراخواند هوای نینوا کرد.حج را به ظاهر نیمه کاره گذارد و با کاروان آفتاب

راهی صحرای کربلا شد.

از حریم کعبه‌ی جدش به اشکی شست دست 

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

72 تن از یاران با وفای خودش رو هم همراه خودش برد.کوههای صفا و مروه جلویش سر خم کردند.کوی منا هم تاب ایستادگی در مقابل او نداشت و سیل اشکش رو روانه‌ی راه امام حسین کرد.نه برای جنگیدن رفت نه برای پیروزی.نه برای اعلام مخالفت و نه برای گرفتن حق حکومت.

میبرد در کربلا 72 ذبح عظیم     بیش از اینها حرمت کوی منا داردحسین

زینب را باخود برد تا اینبار هاجر در زمین کربلا سعی صفا و مروه کند.

محرم نه ماه عزاست و نه ماه مشکی پوشیدن.محرم ماه سفید پوشیدن و افتخار هست.ماه اشک شوق ریختن هست.ماه غبطه خوردن و تفکر.ماه تکرار واقعه غدیر خم.عاشورا روزیست که دوباره شنیده می‌شود نجوایی که می‌گوید بخوان به نام پروردگارت که آفرید تورا!

ظهر عاشورا و تیغه‌های آفتاب کربلا همان آتشیست که بر ابراهیم گلستان شد.حسین اهل بیت رو با خودش برد به سفری که اشراف کامل به آن داشت.امام حسین خاندان خود رو به فدای فرمان پروردگار دعوت کرد.

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیر    ور نه ابن بی‌حرمتیها کی روا دارد حسین

محرم ماهی که همگان وجود خدا را به چشم می‌بینند.محرم ماهی هست که باید فریاد زد لا‌اله الا الله.

حسین.حسین.وای حسین!

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می‌کند    عزت و ازادگی بین تا کجا دارد حسین

در کتابی نوشته بود در روز عاشورا هرچقدر آتش جنگ افروخته‌تر میشد چهره‌ی امام حسین هم منورتر و شادابتر میشد.صورت او مانند ستاره‌ای میدرخشید و آرامش سراسر وجود اورا فرامی‌گرفت.

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست    اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

اما بشنوید از او که در آن لحظات به یاران خود چه می‌گفت؛ای فرزندان بزرگ زادگان،ای عزیزان بلند پایه و ارجمند.صبر و شکیبایی پیشه گیرید.مرگ چیزی نیست مگر پلی که شما را از روی خود عبور می‌دهد از گرفتاری و شدت و مضرت،به سوی بهشت و نعمتهای جاویدان الهیه.پس کدام یک از شما دوست ندارد که از زندانی به سوی قصری انتقال یابد؟

ابا‌عبدالله به نقل از امیرالمومنین که از پیامبر روایت کرده،فرمود:دنیا زندان مومن هست و بهشت کافر.مرگ پل عبور برای مومن به سوی بهشت.نه من دورغ می‌گویم و نه به من دروغ گفته شده است.

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بله این حال و هوای سیدالشهداست در هنگام شهادت.در روزی که لحظاتی چند با مرگ از نظر ما و وصال به معشوق از لحاظ حقیقت فاصله‌ای نداشت.

اما به نظر شما محرم امسال چه کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باز هم مشکی بپوشیم؟باز هم به همدیگه بدون اینکه بدونیم در اصل چه اتفاقی افتاده،تسلیت بگیم؟اشک بریزیم که امام حسین تشنه به شهادت رسید؟اشک بریزیم که علی اصغر در نوزادی به شهادت رسید؟

آره گریه کنیم.اشک بریزیم.اما بدوینم که چرا اشک میریزم.بدونیم که چرا امام حسین طفل شیرخواره‌ی خودش رو هم به جنگ برد!مگه نه؟

آیا امام حسین برای اینکه به بهشت بره و در اونجا در باغهای بزرگ زندگی کنه حاضر به این کار شد؟

چرا امسال محرم کمی فکر نکینم؟چرا امسال امام حسین رو به معنای واقعی نشناسیم؟چرا به ازادگی و بزرگی امام حسین تامل نکینم؟

تاحالا به این فکر کردین که چرا خداوند ابراهیم را در هنگام ذبح سر فرزندش سربلند از آزمایش خواند و به او دستور داد که از بریدن سر، دست بکشد اما فرزند محمد را جز به بریده شدن سرش رضایت نداد و او را با ذبح شدن سرش پذیرفت؟

مگر نه اینکه پیامبر فرمودند حسین از من است و من از حسین؟

حسین.سیدالشهدا.ثارالله.باب‌الجنات.

امسال محرم چه کنیم؟باز هم زنجیر بزنیم؟ امام‌حسین شهید شد تا ثواب ببره؟امام‌حسین در میدان نبرد روز عاشورا با لب تشنه در ظهر سوزان صحرای کربلا برای چه به نماز ایستاد؟

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست   هرزمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

خوش به حال روز های سال.خوش به حال فصلهای سال.خوش به حال ابر.خوش به حال باران و برف.خوش به حال اون روزی که عاشوراست.خوش به حال اون کسی که روز عاشورا سفید می‌پوشه!

ساز عشق است و به دل هر ضخم پیکان ضخمه‌ای

گوش کن عالم پر از شورو نوا دارد حسین

ماه محرم  میچرخه تا رعایت اعتدال بشه.مگه زمستان و برف و سرما و آسمان دی و بهمن و اسفند دل ندارند که در محرم اشک شوق بریزند؟خورشید زمستان مگه نباید صحنه عشق بازی خورشید عاشورا رو در زمین کربلا ببینه؟

خوش به حال ایام نوروز که در مقابل عظمت امام حسین زانو میزنه و سر تعظیم فرو میاره!مهتاب شبهای تابستان دلش می‌خواد آسمان رو در شبهای آرام روشن کنه تا در محرم،در نیمه های شب شیعیان امام حسین زیر نور اون به نماز شب با یاد امام حسین و یارانش بایستند و هرلحظه آب می‌نوشند بگویند به فدای لب تشنه‌ات یا اباعبدالله!

پاییز و مهرش هم که دل را اماده می‌کنند برای ارائه محبت و خلوص!پاییز که خود عاشق است اما عشق پاییز به کیست؟چرا پاییز رو میگن فصل عاشقها؟پاییز عاشق کیه که اینقدر براش اشک میریزه و اینقدر غصه تو دلش داره؟

آه چقدر معرفت دارند این ماه و ایام سال قمری که می‌چرخند و عدالت رو برای همه ایام سال رعایت می‌کنند.

امام حسین نماد انسانیت و بزرگیست.سمبل آزادگی و عاشقی!این روزها هر زمان که با یه نفر صحبت از عشق می‌کنی ازش بپرسی عاشق کیه و چی کارباید کنه میگه که برای رسیدن به معشوق باد از هر کاری که میتونی دریغ نکنی و از جونت مایه بگذاری!

حالا با این تفسیر ما در مورد امام حسین چی بگیم؟دیگه چه کاری بود که برای رسیدن به معشوقش نکرد؟

حج رو به ظاهر نیمه کاره رها کرد و دعای روز عرفه رو خواند و با تمام اهل بیت به سمت کربلا رهسپار شد!

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز     با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

امام حسین برای چی به سمت کربلا رفت؟رفت تا بعد از 1400 سال از برای اون نذر کنیم و قیمه بپزیم؟مشکی بپوشیم و زنجیر بزنیم؟برای اینکه ازش بخواهیم تا مشکلات دنیایی ما رو حل کنه؟تا فقط هر زمان مشکلی برامون پیش آمد صداش بزنیم؟

او وفای عهد را باسر کند سودا ولی    خون دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

امام‌حسین که قرار زمین و آسمان از برکت وجود او بود!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!! !!!!!!!

او که وقتی سر از تنش جدا می‌کردند نظرش به پیرمردی که در گوشه‌ای از دنیا در فرسنگها فاصله ازش قرار داشت،هم بود.آیا باید برای تشنگی امام حسین گریه‌ی غم بریزیم یا اینکه مثل خود او از برای کاری که کرد اشک شوق بریزیم؟

شما امسال به این سوال چگونه جواب میدین؟

به نظر شما امسال محرم چه کنیم؟

آداب مصاحبه شغلی

نویسنده: آرمند

بـعد از ارسال رزومه تان، برای مصاحبه دعوت شده اید. این اولـیــن قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هـویتـــتان را اعـلام می کند، اما رفتار های شما، چه خوب
چه بد،میتواند تاکیدی بر آنها باشد. حال نوبت آن است که مهارت هایتان را نشان دهید.

آداب
آداب چیزی بیـش از مجـمـوعـه ای از رفــتار های مناسب وخـوب نـیـست. در واقـــع زبانی است که توسط آن احترام و تـوجه خــود را بدیگران بیان میکنیم. در این مقاله، "دیگران" مـنـظور مــصاحبه کننده ها هستند، که در حالت معمول نه کمـتر و نه بیشتر از افراد دیگر در زندگی شما تاثیر دارند، تا زمانی که نوبت مصاحبه خود شما نیز برسد و آنوقت نظر آنها از همه کس مهمتر خواهد شد.

بنابراین، روز مصاحبه شما روزی نیست که بخواهید نا مرتب باشید و با بی احترامی و بی توجهی رفتار کنید. این اتیکت ها را رعایت کنید و موفق خواهید شد.

سر وقت بیایید
مثل تمام افراد دیگر که سر کار هستند، مصاحبه گر شما نیز مشغول طی کردن ساعاتی از وقت خود سر کار است. نشان دهید که زمان آنها نیز برای شما ارزشمند است. از این گذشته، مگر آنها نیز به شما احترام نگذاشته اند که وقتشان را در اختیارتان قرار داده اند و به شما فرصتی داده اند که خودتان را نشان دهید؟

اگر دیر برسید، دیگران تصور خواهند کرد که فردی خودخواه، بی نظم و گستاخ هستید. پس زمانتان را تنظیم کرده و سعی کنید به موقع برسید و اگر نه تاخیرتان باعث دردسر خواهد شد.

لباس مناسب بپوشید
لباس شما برای رفتن به یک مصاحبه شغلی می بایست با محیط آن کار هماهنگ باشد. اما برای حفظ احترام باید یک درجه بالاتر از محیط معمولی آنجا لباس بپوشید. دلیلش این است که اگر لباس نا مناسب بپوشید، چه بالاتر چه پائین تر از حالت نرمال، اختلال ایجاد می شود. زمانی که توجه باید روی شما و مهارتهایتان متمرکز شود، لباسهایتان نباید اختلالی ایجاد کرده و حواس را پرت کند.

این مثال را در نظر بگیرید: اگر همه افراد در آن محیط کار جین و تی شرت می پوشند، شما یک پیراهن آستین بلند رسمی بپوشید. و اگر آنها پیراهن های رسمی تن می کنند، شما کت و شلوار پوشیده و حتی کراوات هم بزنید.

 به طریقه دست دادن خود دقت کنید
دست دادن عملی متقابل است که برای برقراری ارتباط انجام می شود. در یک مصاحبه، این عمل متقابل بین دو فرد غریبه صورت می گیرد، که می تواند یکی از اصول اولیه اتیکت مصاحبه به حساب آید. اگر محکم دست طرفتان را یک یا دو بار بفشارید و بعد رها کنید، نشانه ی خوشرویی و ملایمت شماست که می تواند به سرعت احساسی از امنیت بین دو فرد ایجاد کند.

از طرف دیگر، اگر شل و ول و بی روح دست بدهید، ممکن است باعث ناراحتی طرفتان شود. و حتی قبل از اینکه آنها فرصت آشنایی با شما را داشته باشند، احساس بدی به آنها منتقل خواهید کرد. آسوده خاطر کردن اطرافیانتان هدفی مهم در هر آداب معاشرت است. در این مورد فکر کنید. آیا واقعاً می خواهید در مصاحبه گرتان ایجاد ناراحتی کنید؟

تصویری مثبت از خود ارائه دهید
در حین مصاحبه، زمان های بسیاری شما نیاز به استفاده از آداب و اتیکت ها خواهید داشت. و اگر آنها را درست و بجا استفاده کنید، تصویری خوب و مطمئن در ذهن مصاحبه گرتان ایجاد خواهید کرد. محکم و با قوت صحبت کنید. نباید بگذارید مصاحبه گر از شما بخواهد حرفتان را تکرار کنید یا شک کند که حرفتان را درست شنیده است یا خیر.

به چشمان مصاحبه گرتان نگاه کنید. این ژستی اطمینان بخش است که اکثراً افراد به آن پاسخ مثبت می دهند.

برای صحبت کردن از حرکات بدن به اندازه مناسب استفاده کنید. حرکات خوب ممکن است علاقه شما را برای آنحا بودن نشان دهد، در حالیکه سست و بی حال بودن نشانه ی بی احترامی و بی تفاوتی است.

مصاحبه کننده تان را با اسم صدا کنید، اما به تعادل. این نشان می دهد که شما دقت کرده و به حرفهایش گوش می دهید. همچنین ارتباطی ایجاد می کند که مصاحبه شما را هر چه بیشتر به سمت موفقیت سوق می دهد.

دو بار از آنها تشکر کنید
در آخر مصاحبه، زمانی که می خواهید از مصاحبه گرتان تشکر کنید، در نظر داشته باشید که هم به خاطر زمانی که برایتان گذاشته اند و هم برای فرصتی که به شما داده اند تشکر کنید. مثل سر وقت رسیدن، تشکر کردن از آنها به این صورت نیز نشان می دهد که فرد فهمیده ای هستید و برای وقت دیگران ارزش قائل هستید.

هیچگاه تا آخر آن روز که برایشان یک یادداشت تشکر بفرستید، مصاحبه را تمام شده نپندارید. سعی کنید متن کوتاهی داشته باشد. از ایمیل نیز می توانید در این جهت استفاده کنید. و چون مربوط به مسائل کاری است، بهتراست که به دست خط خودتان هم نوشته نشده باشد.


3 نباید
1- بدون آمادگی قبلی در آن روز حاضر نشوید.
هر چه بیشتر در مورد شرکت و شغلی که برای آن تقاضا داده اید تحقیق کنید، نشانه احترام بیشتر است. خیلی ساده است. فراموش نکنید که مصاحبه گر شما برای این شرکت کار می کند و این قسمت بزرگی از زندگی آن فرد را تشکیل می دهد. بنابراین نمایش فروتنانه اما مناسب تصویری از حس تعهد شما به این مصاحبه، باعث می شود که بهتر جلوه کنید.

2- از صاحب کارهای قبلیتان بدگویی نکنید
اگر نمی توانید در مورد کسی حرف های خوب بزنید، بهتر است اصلاً هیچ حرفی نزنید. خیلی دور از ادب و احترام است که از صاحب کارها و شرکت های قبلیتان بد بگویید و با کارهایشان مخالفت کنید. این باعث ناراحتی و رنجش دیگران می شود. از این گذشته، این مصاحبه در مورد شما و این شرکت است نه شرکت ها و افراد دیگر. پس لزومی ندارد که تصویری از صاحب کارهای سابقتان برای مصاحبه گرتان ارائه دهید. چون این مسئله ارتباطی به آنها ندارد.

3- در مورد هیچ مسئله ای دروغ نگوئید
به یاد داشته باشید که به خاطر هیچ مسئله ای، هر چند کوچک، دروغ نگفته و به حرف هایتان شاخ و برگ ندهید. زیرا انسانهای محترم هیچگاه دروغ نمی گویند چون نیازی به آن ندارند.

 حرف آخر
ممکن است رفتار های خوب هیچگاه به چشم نیایند، ولی نتایج آنها همیشه دیده می شوند.

چیزی که نباید جا بیندازیم نقص در این آداب و اتیکت هاست. در این زمینه، شما می خواهید که مصاحبه کننده تان فکر کند که شما فردی مهربان، باهوش و جالب هستید. نه اینکه فردی مطیع و فرمانبردار باشید و موقع دست دادن مسخره جلوه کنید و یا از اینکه کثیف ترین شلوار جینتان را در روز مصاحبه تن کرده اید تعجب کند.

ایام محرم و ... گریه و اندوه ...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ( ع )

 

 

 

ای کاش ...

ای کاش خداوند امروز وقت نداشت به ما برکت بدهد چون دیروز ما وقت نکردیم تشکر نعمتش کنیم

ای کاش خداوند فردا کتاب مقدسش را از ما می گرفت چرا که امروز فرصت نکردیم آنرا بخوانیم

ای کاش خداوند امروز به حرفهایمان گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم

ای کاش خداوند فردا دیگر ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعت فرمانش نکردیم

ای کاش خداوند امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودی