شما تا چـه اندازه برای وقت خود ارزش قائلید؟ آیا از بـرنامه زمـانی مـشخصی برای به انجام رسـانـیـدن کـارهــای خود پیروی میکنید؟ یک عامل بسیار مهم در هر موفقیتی برنامه ریـزی صحیح و پیروی از یک برنامه زمانی مشخص برای نیل بـه اهداف مطلوب میـبـاشد. اکنون برای آنکه قادر باشید از وقــت خود به نحو احسن استفاده کنید نکات و راهکارهای زیر را در زندگی خود بکار بندید:
۱- همواره فعالیتها و تکالیف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ریزی کنید و کارهایی که باید به انجام رسانید را روی کاغذ یادداشت کنید.
۲- سپس فهرست تکالیف و کارهای خود را اولویت بندی کرده و برای هر کدام از آنها ضرب العجل اجرایی منظور کنید.
۳- همیشه کارهایی دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقیه و یا درهنگامی که در بهترین شرایط جسمی و روحی میباشید انجام دهید. کارهای سبکتر را در هنگام خستگی نیز میتوان به انجام رساند.
۴- امور با اهمیت اما ناخوشایند را به تعویق نیاندازید. هیچگاه کارها با به تعویق انداختن خوشایند تر نمیگردند.
۵- هرگاه شروع به انجام کاری کردید سعی کنید بدون وقفه آن را به پایان رسانید.
۶- مابین فعالیتها برای خود وقت استراحت نیز در نظر بگیرید.
۷- مکالمات تلفنی خود را نیز از پیش برنامه ریزی کنید: سخنانی که میخواهید بیان کنید و یا اطلاعاتی که میخواهید کسب کنید را روی کاغذ یادداشت کنید.
۸- همواره خود انگیخته باشید و با پشتکار کارهای خود را به پایان رسانده و مقهور موانع نگردید.
۹- در هر زمان که تصور کردید کاری که در حال انجام آن میباشید عبث، بی فایده و غیر سازنده میباشد به محض دریافت دست از آن بکشید.
۱۰- به خود و اولویتبندی که صورت داده اید اعتماد و ایمان داشته باشید و در هر شرایطی به آنها پایبند باشید.
۱۱- اینکه وقت خود را صرف چه اموری میکنید را دقیقا مورد بررسی و نظارت قرار داده و در صورت لزوم یکسری تغییرات آگاهانه در رفتار خود پدید آورید.
۱۲- همواره در زندگی فرد منظم و سازمان یافته ای باشید تا وقت خود را بیهوده صرف یافتن وسایل گم گشته خود نکنید.
۱۳- برای وقت خود ارزش قائل باشید زمان هیچگاه به عقب باز نمیگردد.
۱۴- به خاطر داشته باشید استرس و خستگی معلول کارهایی که به انجام رسانیده اید نبوده بلکه بیشتر از افسوس کارهایی که میتوانستیم انجام دهید اما انجامشان نداده اید نشات میگیرند.
۱۵- به هیچ فردی اجازه ندهید وقت شما را تلف کرده وبرای خود مصروف دارد. برای خود مرز بندی مشخصی تعیین کرده و بیاموزید که در صورت لزوم با صراحت نه بگویید.
۱۶- از تمام لحظات زندگی خود به نحو احسن استفاده کرده و سعی کنید از آنها لذت ببرید.
۱۷- سعی کنید فرد خوشبینی باشید و همواره در انتظار رویدادهای خوشایند در زندگی خود باشید.
۱۸- برای زندگی خود اهداف مشخصی تعیین کرده و برای دستیبابی به آنها تلاش کنید.
۱۹- هنگام نیاز از فرد آگاهی راهنمایی بخواهید.
۲۰- وقت کشها و یا هدر دهنده های وقت را به حداقل برسانید. آنها شامل موارد زیر میباشند:
▪ تلفنهای طولانی، بی هدف و غیر ضروری.
▪ بازدید کننده ها و میهمانان ناخوانده.
▪ پشت گوش اندازیها.
▪ گفتگوهای بی ثمر و یا نا مشخص.
▪ دانش فنی ناکافی و یا اطلاعات ناقص هنگام انجام کار.
▪ فقدان اهداف و اولویت بندیها و یا مبهم و گنگ بودن آنها.
▪ فقدان برنامه ریزی.
▪ خستگی و استرس.
▪ ناتوانی در نه گفتن.
▪ بی نظمی و نابسامانیهای فردی.
▪ تماشای تلویزیون. تماشای بیش از ۲ ساعت در روز برنامه های تلویزیونی معقول نمیباشد.
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به تفریح پرداختند.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.
بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.?.....
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:
کدام لاستیک پنچر شده بود....؟!!!
تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم.
If you can look at the sunset and enjoy,
then you still have hope
اگر توانایی این رو داری که به غروب خورشید نگاه کنی
و از اون لذت ببری
پس هنوز امید در تو زنده است
If you can feel beauty in the colors of a small flower,
then you still have hope
اگرتو میتونی زیبایی رو در رنگهای یه گل کوچیک حس کنی
پس هنوز امید در تو زنده است
If you can find pleasure in the movement of a butterfly,
then you still have hope
اگرتو میتونی از پرواز یه پروانه لذت ببری
پس هنوز امید در تو زنده است
If the smile of a child can still warm your heart,
then you still have hope
اگرلبخند یک کودک هنوز میتونه گرمی بخش قلب تو باشه
پس هنوز امید در تو زنده است
If you can see the good in other people,
then you still have hope
اگر میتونی خوبی ها و محسنات آدم های دیگه رو ببینی
پس هنوز امید در تو زنده است
If the rain breaking on a roof top can still lull you to sleep,
then you still have hope
اگر ترنم بارش بارون روی سقف خونه باعث آرامش توموقع خواب میشه
پس هنوز امید در تو زنده است
If the sight of a rainbow still makes you stop and stare in wonder,
then you still have hope
اگر منظره ی یه رنگین کمون هنوز باعث میشه که تو بایستی و
به اون با شگفتی چشم بدوزی
پس هنوز امید در تو زنده است
If you meet new people with a trace of excitement and optimism,
then you still have hope
اگر با هیجان ودید مثبت با آدم های جدید روبرو میشی
پس هنوز امید در تو زنده است
If you give people the benefit of a doubt,
then you still have hope
اگربقیه رو باور داری و بی جهت به اون ها بدبین و شکاک نیستی
پس هنوز امید در تو زنده است
اگر هنوز در دوستی با کسانی که در زندگی تو نقشی داشته اند
پیشقدم میشوی
پس هنوز امید در تو زنده است
If receiving an unexpected card or letter still brings
a pleasant surprise, then you still have hope
اگر دریافت غیر منتظره ی یه کارت یا یه نامه هنوز واسه تو یه
سورپرایز شیرین و لذت بخش هست
پس هنوز امید در تو زنده است
If the suffering of others still fills you with pain and frustration,
then you still have hope
اگر غصه و رنج بقیه مردم هنوز دل تو رو به درد میاره و غمگینت میکنه
پس هنوز امید در تو زنده است
If you refuse to let a friendship die, or accept that it must end,
then you still have hope
اگراجازه نمیدی که یه رابطه دوستی قطع بشه
وقادر به قبول خاتمه یافتن اون نیستی
پس هنوز امید در تو زنده است
اگر هنوز واسه شب عید و تزئین سفره هفت سین (یا درخت کریسمس)
و غدای مخصوص عید خرید میکنی
پس هنوز امید در تو زنده است
If you still watch love stories or want the endings to be happy,
then you still have hope
اگر هنوز دوست داری فیلم های عاشقانه ببینی و علاقه داری که آخرش هم خوب
و به خوشی تموم بشه
پس هنوز امید در تو زنده است
Hope is such a marvelous thing. It bends, it twists, it sometimes hides,
but rarely does it break It sustains us when nothing else can .
..It gives us reason to live and continue ,
امید چیز شگفت آوریه ..پر از پیچ و خم هست ..حتی ممکنه
یه وقت هایی (در وجود انسانها) پنهان باشه ... ولی از بین نمیره و با تمام
پیچ و خمی که داره به ندرت شکسته میشه
اون از ما نگهداری میکنه و قدرت تحمل رو زمانی که هیچ کاری از کسی
ساخته نیست به ما میده....
بهانه و دلیلی هست برای زنده بودن و ادامه دادن
when we tell ourselves we’d rather give in
در زمانی که دیگه به خودمون میگیم که بهتره که تسلیم بشیم:
Hope puts a smile on our face when the heart cannot manage
امید لبخند رو به صورتمون میاره زمانی که قلبمون از عهده این کار بر نمیاد
Hope puts our feet on the path when our eyes cannot see it
امید قدمهای ما رو در راهی که پیش گرفتیم استوار میکنه زمانی که چشمامون
قادر به دیدن راه نیست
Hope moves us to act when our souls are confused of the direction
امید قدرت پیشروی و عمل کردن رو به ما میده وقتی که روح و روان آشفته ای داریم .
Hope is a wonderful thing, something to be cherished and nurtured,
and something that will refresh us in return
امید چیز شگفت اوری هست.یه.زمانی ما باید اون رو در خودمون پرورش بدیم و بارور کنیم
و در عوض در زمانی دیگر اون میتونه نیروی تازه ای رو در ما به وجود بیاره
never lose your hope
هرگز امیدت رو از دست نده
عکسهای زیبا از نگاتیو های سیاه رنگ و در اتاق تاریکی به وجود می آیند پس بنابر این اگر در زندگیتان وقایع تاریکی دیدید مطمئن باشید خداوند برایتان وقایع زیبایی به وجود خواهد آورد .
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فروریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی: از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب،آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم: حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم!
روز اول که دل به تمنای تو پر زد
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نه گسستم، نه رمیدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...
فریدون مشیری
طوفان بی تفاوتی هر چه را عشق بر ساحل ماسه ای زندگی نوشته بود با خود برد.
|
باسلام بنا به درخواست دوستان و ارزش والای مادر ... . ضمن عرض خسته نباشبد به همه عزیزان امیدوارم هفته خوبی را سپری کرده باشید . آخر هفته است زمان دعا و نیایش به درگاه خداوند بخشنده و مهربان . امیدوارم خداوند همه مادران مهربان را نگهدارد و به ما فرصت غلامی ایشان دهد و روح همه مادران برحمت خدا رفته را نیز پر فتوح بگرداند . متن زیر هدیه ای بود برای همه مادران ایثار گر که وجود خود را برای کودکان خود میگذارند . امیدوارم خدا به ما توفیق خدمت بایشان عطا نماید . آمین یارب العالمین .
| ||||||
لبخند دریچه ایست به سوی فضای نیلی و زنده دوست داشتن.