سیاست او در ترسیم فضای جانشین پروری در شرکت ، نه فقط یک دوراندیشی خردمندانه جهت اجتناب از خلا آتی پست های مدیریتی و سرپرستی بود بلکه امکان ترقی را در درون سازمان ترویج میکرد . او با این سیاست کارشناسان علاقمند و مستعد را برای تلاش بیشتر جهت تصدی پست های مورد نظر ، بیش از پیش امیدوار کرد .
متاسفانه در اغلب نوراد مسئولین وقتی در اوج موفقیت بوده و با مشکل فوری مواجه نیستند ، از فکر کردن در مورد جانشین خود طفره رفته و آن را به بعد موکول میکنند . برای بعضی افراد هم دشوار است بپذیرند ، فرد دیگری هم به خوبی از عهده ی انجام کاری که امروز آنها رهبری میکنند بر می آید .
برخی صاحب نظران علم مدیریت و رهبری معتقدند این بی توجهی به برنامه ی تربیت جایگزین در محیط های سازمانی ، مانند بمب ساعتی مخربی است که در آینده عمل کرده و ممکن است سازمان را با مشکلات بزرگی مواجه سازد .
کسانی که برای خود جانشین پرورش میدهند آنها آینده را به خوبی امروز رهبری میکنند .
جان سی ماکسول
ماتسوشیتا در کتاب ** مشت آهنین درون دستکش آهنین ** می نویسد : رهبر باتید اطراف خود را با اشخاص درست پر کند . گفت و گو با دانایان و همدمی با حکیمان خیر خواه و مثبت اندیش ، همواره راههای بهتری فرا روی شما می نهد که شاید هرگز به فکرتان خطور نکرده باشد . بنابراین سعی کنید مصاحب و معاشر افراد خوب و خیرخواه باشید و خود را در معرض اندیشه و دیدگاههای خوب و نمونه قرار دهید تا شما را برای حرکت در مسیرهای درست رهنمون باشند ، از طرفی اشخاص به دوستشان ، محک خورده و نسبت به آنان قضاوت میشوند . به قول شاعر نامی سرزمین ، سعدی :
تو اول بگو با کیان دوستی من آن که بگویم تو خود کیستی
وقتی با عنکبوت صمیمی شدی شاید مجبور شوی از روی مرام بازی مسئولیت تار تنیدنش را هم به دوش بگیری .
اگر کارمندی که تا امروز در قسمت شما کار میکرد ولی به وجود او دیگر نیازی ندارید ، یا به هر علت دیگری بهتر است او را جا به جا یا برکنار نمائید . این کار را با چه ظرافتی انجام میدهید تا موجب سرخوردگی او نشود ؟ شاید عملکرد یکی از مراجعه تقلید در این خصوص آموزنده باشد .
یکی از مراجع تقلید در یکی از شهرستانها نماینده ای منصوب کرد ؛ ولی عملکرد اخلاقی او نتوانست اعتماد و رضایت خاطر مردم آن شهرستان را جلب نماید . بههمین دلیل عده ای از افراد حساس نامه ای خدمت آن مرجع فرستادند که وی فرد مناسبی نیست و شانو منزلت جایگاه انتصابی را نگه نمی دارد و برکناری فوری او را خواستار شدند . مرجع تقلی در پاسخ آنها گفت : پیغام های شما رسید و من نیز واقف هستم که ایشان عملکرد صحیحی نداشته ؛ ولیکن مطلبی را نباید فراموش کرد و آن این که ، زمانی که من خواستم ایشان را منصوب کنم به اندازه ای یک تومان منزلت ، احترام و اعتبار داشت که با حکم انتصاب من آن یک تومان به ده تومان افزایش یافت و حال اگر با آن سبک و سیاقی که شما خواهان آنید او را برکنار کنم ، نه تومان افزوده ی من به همراه یک تومان متعلق به خود ایشان از بین میرود . شما اجازه دهید بنده باتدبیر خود این کار را انجام دهم تا حداقل یک تومان منزلت و احترام اولیه ی ایشان برای وی باقی بماند .
با چه تدبیر و ظرافتی کارکنانتان را برکنار یا جا به جا می کنید ؟
اهعمیت درک رفتار اسنانی را میتوان به کمک یک تمثیل ،نشان داد . فرض کنید ، مردی در کنار رودخاتنه ای ایستاده است ، ناگهان صدای فریادی را می شنود و متوجه میشود که کسی در حال غرق شدن است . فوراً به آب می پرد و او را نجات میدهد ؛ اما قبل از آنکه نفسی تازه کند ،فریادهای دیگری میشنود و باز به آب می پرد و دو نفر دیگر را نجات میدهد ؛ اما بیش از آنکه حالش جا بیآید صدای چهار نفرا دیگر را که کمک میخواهند را می شنود . او تمام روز را صرف نجات افرادی میکند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده اند . کاش این مرد خیرخواه چند قدمی به طرف بالای رودخانه میرفت تا متوجه شود که دیتوانه ای مردم را یکی یکی به رودخانه میاندازد .
گرچه این داستان بع نظر اغراق آمیز بنظر میرسد ؛ اما واقعیت بعضی فعالیتها در سازمانها دست کمی از این موضوع ندارد ،در این سازمانها به جای درمان ریشه ،به کندن برگ های زرد ، رغبت بیشتری نشان داده میشود . به عبارت دیگر بجای علت یابی و رفع مشکلات ، صرفاً به اصلاح آنها می پردازند .
آیا بهتر نیست ، ضمن چاره جویی برای عوارض و مسایل پیش آمده بر روی علل هم تاثیر گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش انرژی جلوگیری گردد .
با علل و ریشه ها برخورد کنید تا با رفع علت ، معلول هم برطرف شود .
حق با بازار یاب دوم بود و اقدام به موقع شرکت ، سود هنگفتی را برای آن فراهم ساخت . تفاوت این دو بازاریاب را در مراتب سطح فکری آنان می توان جستجو کرد مطمئناً بازاریاب اولی در آن سطح فکر نمی توانست شرکت اش را به آن سود هنگفت برساند .
در محیط های کاری نیز بذرهای برخی از مشکلات مهمی را که امروزه با آن رو به رو هستیم ، خود در گذشته افشانده ایم و حال با همان سطح فکر به درمان آن می پردازیم . این رفتارها بخشی از درو باطلی است که در بسیاری از سازمان ها مشاهده شده و مشکلات ، هزینه ها و دردسرهای بزرگی را رقم می زنند .
مسائل اساسی پیش روی ما در همان سطح از فکری ایجاد شده اند که قابل حل نیستند .
آلبرت انیشتین