فرماندار ماساچوست ، نامزد انتخابات بود . او از نخستین ساعات روز انتخابات به فعالیتهای انتخاباتی مشغول بود . ناهار نخورده بود با عجله خود را به ناهاری که در کلیسا خیرات میکردند رساند ، وقتی بشقاب خود را جلو برد ، خانم توزیع کننده یک تکه مرغ در آن گذاشت .
فرماندار گفت : ببخشید ممکن است یک تکه دیگر به من بدهید ؟ زن جواب داد : نه متاسفم هر نفر یک تکه . فرماندار گفت : مرا نشناختید ؟ من فرماندار این ایالت هستم . زن در جواب گفت :من هم مسئول توزیع غذا هستم لطفاً حرکت کنید .
شاید نتوان این دلبستگی عمیق به مسئولیت را موجه دانست اما چنین تعهدی قابل تحسین است . امروز ، مسئولیت چه کاری بر عهده شماو کارکنانتان است ؟ مسئولانه رفتار کنید و آن را خوب و درست به پایان برسانید و از کارکنانتان بخواهید اجازه ندهند کسی یا چیزی دیدشان را نسبت به وظایف شان تغییر دهد .
جین تونی ، قهرمان سابق مشت زنی جهان ،از حریف خود دمپسی نمی ترسید ولی او را مشت زنمرد افکنی میدانست . آگاه بود اگر دمپسی یک ضربه مشت به او بزند شدیداً صدمه دیده و با ضربه های بعد از پای درخواهد آمد به همین علت تونی ضمن تمرین ها یخود برای مبارزه کیلومترها رو به عقب میدوید تا خود را آماده سازد . ترفند او ، در روز مسابقه بعد از شمارش داور موثر افتاد . وقتی تونی بعد از شمارش طولانی بلند شد ، تا پایان همان مرحله با رقص پا عقب عقب رفت و به قولی وقت کشی کرد . در مرحله ی بعد ، تونی وقتی نیروی کافی کسب کرد و حواسش به حالت عادی برگشت رمپسی را با مشت به زمین زد و برنده ی مسابقه شد . تونی در مسابقه برنده شد ؛ زیرا از پیش خود را آماده کرده بود .
نظر وارن بنیس نیز موید همین معناست . توصیه ی او به کسانی که رهبری جمعی را بر عهده دارند این است که : امروزه رهبری شبیه پدر و مادر شدن برای اولین بار است . رهبران مجبور هستند قبل از اینکه موقعیت را درک کنند و در این راه باید آماده موارد و شرایط باشند که هنوز تصور نشده است .
کسی که به شرایط زمانش آگاه باشد هرگز خطرات و تهدیدات او را احاطه نمی کند .
مانسوشیتا ، معتقد بود توانائی مدیر در این است که با افراد معمولی کارهای فوقالعاده انجام دهد . او کدام نیرو و قابلیت بالقوه ای در کارکنان و افراد به ظاهر معمولی سراغ دارد ؟ آیا دانش و قابلیت های همکاران زیر دست مان بسیار بیشتر از مقدار ظاهری و قابل تصور ماست ؟
تحقیقات محققین ثابت کرده است که بسیاری از مطالبی که افراد میدانند یا به دلیل ضعف بیان نمی توانند بگویند و یا به سبب ملاحظات شخصی ،تمایلی به انتقال آن به سایرین ندارند . متاسفانه این قسم از اطلاعات بشری بخش عمده دانش او را تشکیل میدهد و آن را به قسمتی از کوه یخی میتوان تشبیه کرد که زیر آب قرار دارد ؛ در حالی که آن قسمت چندین برابر قسمت بیرونی و قابل مشاهده ی آن است و برای مشاهده و بهره گیری از آن به فلسفه ای سقراط (در بحث تناسب ارواح ) نیاز است ، سقراط می فرماید : من همان کاری را انجام میدهم که ماردم به عنوان قابله انجام میداد با این تفاوت که من ذهن ها را می زایانم .
متاسفانه به رغم این اطلاعات در بیشتر سازمانها فقط از نوار باریکی از طیف کامل ظرفیت های انسانی بهره گرفته میشود .
وارن بنیس ، محور توسعه را انسان میداند و می گوید : من به این نتیجه رسیده ام که رمز رسیدن به منزلت رقابتی در سده 21 داشتن ظرفیت رهبری ، در آ،ریدن و ساختن طرح و ساختار اجتماعی زاینده سرمایه معنوی ( کارکنان ) است و موفقیت به کسانی تعلق خواهد گرفت که با باز کردن چفت و بست از دست و پای کارکنان ، بزرگی و عظمت را در درون سازمان ها مهار نکنند و آن را آزاد بگذارند . نمونه بارز این طرز فکر ،مایکل ایسنر است . اویگانه دارایی خود را کارکنانش میداند و در اشاره به آنها میگوید : موجودی و ذخیره ی شرکت ما هر شب به خانه می روند .
بدون تردید کشورهای صنعتی مذکور ، توفیق و برتری خویش را مرهون درایت و تلاش مدیران و رهبرانی هستند که بهره وری را در گرو توسعه منابع انسانی و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرده اند .
اگر نگران این مسئله هستید که چنان چه به زیردستان کمک کنید و به آنها قدرت ببخشید ، ممکن است در آینده ، مورد چشم پوش و مجموعه اتان قرار گرفته و یا وجود شما غیر ضروری بنظر خواهد رسید باید بدانید برداشت تان اشتباه است . کنفسیوس معتقد است :
کسی که بخواهد منافع دیگران را تامین کند ، منافع خود را از پیش تامین کرده است .
بعبارت دیگر اگر در اداره ی زیردستان تان همواره به تقویت کار تیمی بیندیشند ، و به پیشرفت و موفقیت آنها بها بدهید ، آن گاه با تحقق و شکل گیری کارهای بزرگ که حاصل همیاری و هم افزایی آن هاست ، به قدری با ارزش خواهید شد که برای سازمان یک عضو موثر و ضروری شوید .
هیچ کس موفق نمی شود و موفق نمی ماند مگر آنکه از فرصت همکاری های دوستانه بهره برداری نماید .
ناپلئون